تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج
مصاحبه با دکتر عبدالله مخبر دزفولی درباره مرکز آموزش عالی امام خمینی
مصاحبه دکتر عباس نوروزی با روسای سابق مرکز آموزش عالی کشاورزی
معرفی سوابق شغلی و تحصیلی
نوروزی: ضمن تشکر می خواستم از خدمتتان خواهش کنم خودتان را معرفی بفرمائید.
مخبر: بسم ا... الرحمن الرحیم. اولا سپاسگزارم از زحمات جناب عالی و این کار ارزشمند و این که کمر همت بستید و به نحو شایسته ای دارید دنبال می کنید. سپاسگزار و قدردان از زحمات جناب عالی هستم. من عبداله مخبر دزفولی هستم. اهل خوزستان و شهر دزفولم. در یک خانواده مذهبی و روحانی متولد و تربیت شدم و دوران کودکی را در محضر پدر با آموزه هایی از مسائل دینی داشتم. بعد هم هر چه بزرگ تر شدیم در مسیر انقلاب قرار گرفتیم، به خاطر مرحوم پدر ما کتاب خانه فوق العاده مفصلی داشتند و یکی از ویژگی های ایشان هم این بود که در زمینه های مختلفی مطالعه می کردند. منحصر صرفا به مسائل دینی نبود، افراد خاصی نبود. تقریبا از همه علما و روشنفکران آن روزگار ایشان کتاب داشتند. ایشان تقریبا می شود گفت که یک کتاب خانه جامعی داشت. لذا خود این یک منبعی شد برای ما که مراجعه جسته و گریخته ای نه به آن صورت برنامه ریزی شده ولی طبیعتا در یک چنین فضایی رشد کردم. مثلا با مرحوم شریعتی من از سال های دبیرستان آشنا شدم. یا مرحوم استاد مطهری همین طور. با حضرت امام وقتی دیپلم گرفتم، یک بخش هایی از احکام شرعیه ایشان را می دانستیم. به هر صورت این دورانی بود که ما در دزفول بودیم و بعد هم که بحث های انقلاب شد و دزفول هم شرایط خاص خودش را داشت. معروف بود به دارالمؤمنین و در بحث های انقلاب هم نقش خیلی فعالی داشت. گروه منصورون گروه مسلحی بود در دزفول در دوره طاغوت که این ها به هر حال گروه خیلی ریشه داری در دزفول بودند. بعد از انقلاب به جنگ رسیدیم و ما توفیق پیدا کردیم که یک مدتی در بسیج باشیم، یک دوره ای هم در ستاد پشتیبانی جنگ جهاد، ستاد کربلا بود که ما آن جا حضور پیدا کردیم و آشنایی من با جهاد سازندگی تقریبا از همین ستاد کربلا، پشتیبانی جنگ جهاد آغاز شد و در سال 66 من ستاد پشتیبانی جنگ کربلا بودم. از آن جا هم به استخدام جهاد سازندگی سابق درآمدیم. در ستاد کربلا هم حوزه ای که من فعالیت می کردم به واسطه علاقه شخصی، حوزه منابع انسانی بود. تقریبا از ابتدای کار چه در جنگ، چه در جهاد حوزه فعالیتم حوزه منابع انسانی بود. قبل از انقلاب من فوق دیپلم الکترونیک داشتم. بعد از انقلاب در دانشگاه صنعتی اصفهان مدیریت صنعتی خواندم، به خاطر این که قبل از این که بیایم جهاد یک کارگاه تولید دفتر مدارس را ایجاد کردم در شهرستان که البته در نوع خودش تقریبا کم نظیر بود در یک شهرستان دورافتاده. مثلا ما دستگاه از چین وارد کردیم، حالا شما در نظر بگیرید که من این کار را زمانی انجام دادم که تازه دیپلم گرفته بودم. به هر صورت علاقه زیادی به رشته مدیریت صنعتی پیدا کردم به خاطر این که آن شغل صنعت دفترسازی و نوشت افزار را داشتم. در عین حال به جهاد هم در قرارگاه کربلا ملحق شدم و بیشتر حوزه فعالیتم منابع انسانی بود. از ستاد کربلا آمدم دفتر مرکزی وزارت جهاد سازندگی و یک مدتی در اداره کل رفاه و پشتیبانی بودم مدتی کوتاهی البته شاید شش ماه و بعد آمدم حوزه امور جهادگران که همین بحث منابع انسانی بود. خوش بختانه می توانم بگویم که من معمولا وفادار به سازمانم بودم، یعنی قریب به پانزده سال من در اداره کل امور اداری بودم. هم زمان فوق لیسانس مدیریت صنعتی را هم در همان دوره ای که در اداره کل امور جهاد گران بودم اخذ کردم. بعد هم ابتدای سال 1386 به دلیل علاقه ای که به حوزه آموزش داشتم، آمدم آموزش. اگرچه من از سال 1376 هم زمان که در اداره کل امور اداری بودم در حوزه منابع انسانی تدریس می کردم. دروس منابع انسانی، قوانین و مقررات، مدیریت تولید، سازمان و مدیریت. یعنی هم زمان یک همکاری در تدریس با مرکز آموزش عالی امام خمینی که آن موقع روبه روی دانشگاه تهران بود، داشتم. هر ترم یا هر نیم سال یک تدریسی چه ضمن خدمت وچه مقطع دار را عهده دار بودم. از ابتدای سال 86 آمدیم در مرکزی که الآن خدمتتان هستیم. به عبارتی آموزشکده کشاورزی قدیم. مرکزی که الآن حضور داریم مرکزی است که از ادغام مرکز آموزش عالی امام خمینی که به نظرم سال 61 یا 62 تأسیس شده است و آموزشکده کشاورزی که سال 1338 تأسیس شده است، این مرکز شکل گرفته است. به هر حال قریب به 11 یا 12 سال است که این جا هستم و همین جا هم بازنشسته می شویم.
مسئولیت های مختلف در مرکز
نوروزی: اولین مسئولیت تان در سال 1386 که به مرکز آمدید، چه بود؟
مخبر: من رئیس اداره خدمات آموزشی بودم.
نوروزی: آن زمان آقای دکتر قریشی رئیس مرکز بودند. درست است؟
مخبر: بله.
نوروزی: بعد از ان ارتقاء پیدا کردید به معاون فرهنگی مرکز. آن طوری که آقای دکتر قریشی به من گفتند. همین طور است؟
مخبر: بله.
نوروزی: بنا به گفته دکتر قریشی در سال 1387 که ایشان مسئولیت معاونت آموزش و ترویج سازمان را بر عهده گرفتند به پیشنهاد آقای دکتر قریشی جناب عالی به ریاست مرکز منصوب شدید. می خواستم بپرسم ابلاغ شما را چه کسی داد؟
مخبر: آقای دکتر خلقانی که آن موقع رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی بود.
نوروزی: در زمان تقبل مسئولیت معاونین تان چه کسانی بودند؟
مخبر: قبل از پاسخ به این سئوال به این مورد اشاره کنم که نزدیک سه تا چهار ماه رئیس اداره خدمات آموزشی بودم. بلافاصه شدم معاون فرهنگی که البته دانشجویی را هم ملحق کردند به فرهنگی. یعنی معاونت فرهنگی و دانشجویی. تقریبا کمتر از یک سال می شود گفت که مسئولیت معاونت را داشتم، فکر می کنم در اردیبهشت یا تیر ماه 87 منصوب شدم به عنوان رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی. آن زمان آقای دکتر میرجلیلی معاون آموزشی و دانشجویی شدند و آقای دکتر میررحیمی معاون پژوهشی و آقای گل بهار هم معاون اداری- مالی بودند. یعنی در ابتدای کار من با این بزرگان به عنوان معاون کار می کردم.
واگذاری مجموعه مقابل استادیوم آزادی
نوروزی: در سال 1389 که من به مرکز آموزش عالی امام خمینی آمدم، دانشجوی زیادی در مرکز تحصیل می کردند و دانشجویان پودمانی مرکز در تهران تحصیل می کردند. در آن سال ها یکی از اتفاقاتی که افتاد واگذاری مجموعه مقابل استادیوم آزادی در تهران بود. آقای دکتر قریشی تأکید داشتند که این یک تصمیم فراسازمانی بود. در مورد این موضوع توضیحی می فرمائید.
مخبر: بله. آن مجموعه مورد اشاره در حقیقت متعلق به مرکز آموزش عالی امام خمینی نبود. در اختیار مؤسسه علمی- کاربردی بود. البته آن ها هم از جهاد نصر توافقی کرده بودند ولی هنوز انتقال سندی صورت نگرفته بود. در عین حال، یک مقدمات اساسی را انجام داده بودند. توافق نامه و استعلام شهرداری و دارایی. ولی انتقال سند متوقف شده بود. آن جا را من فضای مناسبی دیدم برای توسعه منابع انسانی وزارت جهاد کشاورزی. به دلیل این که من از وزارت خانه آمده بودم و می دانستم که وضع منابع انسانی ما چگونه است و چه تخصص هایی را نیاز داریم. برای همین شخصا آن ساختمان را رایزنی کردم با مؤسسه علمی- کاربردی و آن جا یک بازسازی مقدماتی انجام دادم و فراخوانی صادر کردیم به امید این که بیشتر کارکنان وزارت خانه مثلا دیپلمه ها و فوق دیپلمه ها را یک طوری انتقال سطح بدهیم و روی توانمندسازی این ها کار کنیم.
خاطره ای از فقر منابع انسانی وزارت جهاد کشاورزی
مخبر: یک خاطره ای را هم می خواستم در این زمینه نقل کنم. در حوزه منابع انسانی که بودم یک وقتی یادم می آید که یکی از مدیران استان بوشهر آمده بود آن جا و نقل می کرد که ما یک اختلافی داریم روی زمینی با بخش خصوصی و ایشان می خواست بگوید که بیشتر از فقر امکانات خیلی وقت ها فقر دانش کارکنان باعث گرفتاری می شود. آن مدیر می گفت که آن تکنسین ما با تحصیلات دیپلم برای دفاع از آن پرونده با یک لندرور قدیمی و کهنه برای بازدید به سرِ زمین رفته بود، در حالی که وکیل طرف مقابل حقوق دان معروف آقای کشاورز نامی بود که وکیل مدافع آقای کرباسچی در جریان محاکمه ایشان به عنوان شهردار سابق تهران بود و این فرد با اسکورت به سرِ زمین آمده بود. من آن جا به ذهنم رسید که چقدر خوب است که روی این ها کار کنیم. بر اساس همین تجربه من یکی از رشته هایی که آن جا گرفتم حقوق اراضی بود. از نقل این خاطره می خواستم ارتباط رشته های پودمانی مرکز با وزارت خانه را بگویم. به همین ترتیب، با اشرافی که روی منابع انسانی وزارت خانه داشتم آمدم یک رشته هایی را که می دانستم مورد نیاز وزارت خانه و سایر دستگاه های دولتی است را ایجاد کردیم و از طریق فراخوان در آن رشته ها در مجموعه مقابل استادیوم آزادی دانشجو پذیرش کردیم. حتی خاطرم می آید که دو سه تا سوله آن جا داشتیم که به عنوان انبار در زمان جنگ مورد استفاده قرار می گرفتند را بازسازی کردیم.
اقبال به دوره های پودمانی مرکز
مخبر: دوره های آن جا خیلی با اقبال مواجه شد. فکر کنید که در دو نیم سال یعنی در دو فراخوان هزار دانشجو در آن جا مشغول به تحصیل شدند. برای مقایسه در نظر بگیرید در حالی که در این جا یعنی در مرکز حدود 1500 نفر درس می خواندند، همزمان در مجموعه مقابل استادیوم آزادی نزدیک به 1000 نفر دانشجو در یک سال دانشجو پذیرش شد.
اهتمام دانشگاه علامه به تصاحب مجموعه مقابل استادیوم آزادی
مخبر: در همین دوران بودیم که فکر می کنم ترم سوم یا سال دوم فعالیت ما بود، یادم می آید که یک غروبی به من زنگ زدند از نگهبانی همان جا و گفتند که یک آقایی تشریف آوردند و روحانی است و می گوید که دکتر شریعتی هستم رئیس دانشگاه علامه طباطبایی و آمده برای بازدید. من یک چیزهایی شنیده بودم که ممکن است یک چنین اتفاقی بیفتد، واقعیتش این است که به نگهبان گفتم راه ندهید. بعد هم گوشی خودم را خاموش کردم که کسی با من تماسی نگیرد به واسطه این موضوع. فردا صبح تماسی با من گرفته شد، دیدم آقایی پشت خط است و گفت که من دکتر شریعتی هستم. یک مقداری اظهار محبت هم کرد و اشاره داشت به مخبر شورای عالی انقلاب فرهنگی و این که شما از کدام یک از مخبرها هستی و گپی با ما زد. گفت ببین اقای مخبر من دستور رئیس جمهور را دارم که این جا را دادند به ما. گفتم شما خودتان خوش بختانه رئیس یک دانشگاهی هستید. من الآن آن جا 1000 دانشجو دارم. شما بفرما من این ها را چه کار کنم؟ فرض کنید که از همین الآن هم می خواهم به شما کمک کنم و آن جا را به شما بدهم. به عنوان یک فردی که دانشگاهی هستید من این 1000 دانشجو را چه کار کنم. ایشان فرمود که ما علی رغم این که هیچ تعهدی برای جایگزین نداریم، ولی به خاطر درک این موضوع من ساختمانی به شما می دهم که برای کار شما بهتر از این جا باشد. یک ساختمان چند طبقه مجهز و خوب در خیابان طالقانی نبش بهار. من دیدم که درست می گوید. بالاخره ساختمان مورد اشاره در مرکز شهر تهران است. ضمن این که من دیدم که این موضوع مصداق ضرب المثل "روغن ریخته نذر امامزاده شده" است. ایشان دستور اکیدی داشت. بعد از این که این اتفاق افتاد، این موضوع یک چالشی شد و من گفتم که نمی دهم. آقای دکتر قریشی درست فرمودند چون ما رفتیم به جلسه ای با حضور آقای دکتر پرهمت رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی و معاونش آقای دکتر ابراهیمی و رئیس سازمان گفتند که چرا آن مجموعه را نمی دهید و این که آن مجموعه متعلق به سازمان است و نه مرکز امام. واقعیتش این است که ما ناراحت شدیم و به رئیس و معاون سازمان گفتم که اصلا شما توافقی نکرده بودید، این حضور دانشجوها سبب شد که ایشان نرمشی نشان بدهد و مجبور بشود که یک ساختمان را به عنوان معوض بدهد به مرکز آموزش امام. در عین حال آن روز هم روز سخت و تلخی بود برای این که یک کمی عصبانی شدیم. بعد هم همان طور که آقای دکتر قریشی اشاره کردند نهار نخوردیم و خواستیم بیاییم. البته آقای دکتر پرهمت دلجویی کردند و انصافا وساطتی کردند و قدردانی کردند که بالاخره این ساختمان معوض هم به واسطه این زحمات به دست آمد، والا دوستان از دانشگاه علامه طباطبایی دستور صریحی داشتند برای واگذاری. به هر حال آن ساختمان خیابان طالقانی را با یک زحمتی گرفتیم، منتهی سازمان بنا به مصالحی واگذار کرد به وزارت خانه. یک وقتی یک بحثی شنیدم که فشار بود روی سازمان، چون تازه این اجلاس سران می خواست برگزار بشود و در آن منطقه می خواستند هتل درست کنند و امکاناتی برای اجلاس بگیرند و سازمان هم مجبور شد که یک ساختمانی را بدهد و از ان تنگنا نجات پیدا کند و گفتند که ساختمان را موقت دادیم که بعدها متاسفانه سازمان امور اراضی به شکل غیرقانونی با اختیاراتی که داشت برای ان جا سند گرفته بود و فروختند و چیزی هم متاسفانه به مرکز امام از این موقعیت برنگشت.
تبعات واگذاری مجموعه مقابل استادیوم آزادی
نوروزی: پیامد همین واگذاری بود که شما مجبور شدید که چند محل را در تهران اجاره بکنید، درست است؟
مخبر: بله. بعد از این که این اتفاق افتاد، آن ساختمان بهار را عملا به ما ندادند، به دلیل آن ملاحظه ای که عرض کردم. ما هم به ناچار چون در دفترچه قید کرده بودیم که محل تحصیل این ها تهران است، مجبور شدیم یک دوره ای در دو مرحله دو تا مجتمع آموزشی که در غرب تهران بودند را اختیار کردیم تا یک بخش عمده ای از این دانشجوها فارغ التحصیل شدند و یک بخش دیگرشان که کرج بودند و طالب بودند که به این جا بیایند را هم انتقال دادیم به کرج. البته این را باید روشن کنیم. با هدفی که من داشتم برای تقویت و توانمندسازی منابع انسانی وزارت جهاد کشاورزی و سایر وزارت خانه ها چون اشراف داشتم و می دانستم که مشاغل ستادی مشتاق چه رشته هایی هستند بیشتر مشاغل پشتیبانی را هدف گرفتم در پودمان هایی که ما در تهران داشتیم. رشته هایی مثل مدیریت، بحث نرم افزاری نظیر مدیریت بازرگانی. این ها رشته هایی بودند که خیلی مورد اقبال سازمان ها بودند. بنابراین، این واگذاری و به دنبال آن انتقال دوره های پودمانی به این هدف ما که توانمندسازی منابع انسانی دستگاه ها و به ویژه وزارت جهاد کشاورزی بود، صدمه زد. ضمن آن که از بحث های درآمدی باید گفت که درآمد هنگفتی را ما از دست دادیم. در مجموع مشقت زیادی کشیدیم و به اصطلاح خانه به دوش شدیم.
فعالیت های عمرانی و گازکشی مرکز
نوروزی: در مورد فعالیت های عمرانی که در دوره جناب عالی در مرکز انجام شد، توضیحی بفرمائید.
مخبر: شما خودتان شاهد یک بخشی از فعالیت ها در مرکز بودید، من در سال 87 که مسئولیت مرکز را پذیرفتم، نگاه کردم دیدم تمام ابنیه، ساختمان ها، تمام تأسیسات و فضاهای آموزشی و پشتیبانی تقریبا تا آن موقع یک قدمت چهل ساله داشتند. بنابراین زیرساخت ها و اماکن و ساختمان ها فرسوده بودند و به عبارتی عمر خودشان را کرده بودند. از طرفی نوع مهندسی که این جا شده بود و جسته و گریخته شنیدم که آلمان ها این جا را طراحی کردند. انصافا طراحی ساده ولی بسیار زیبایی دارد. فضاسازی مرکز چه ساختمان ها و چه فضای سبز یک مهندسی ساده ولی زیبایی دارد. اهتمام کردم که همین وضع موجود را یک بازسازی اساسی انجام بدهم. خیلی ها به من گفتند که یک هزینه کمتری انجام بده و یک ساختمان نویی ایجاد کن که مثلا چند طبقه باشد و کلا از خیر این ها بگذر. ولی من دیدم که این واقعا میراث گران قدری است که از گذشتگان به ما رسیده است. ما چرا باید همیشه آسان ترین کار را انتخاب کنیم. ما گفتیم که اگرچه کار سخت است ولی سعی می کنیم که همین ها را بازسازی کنیم. در این ده سال فکر نمی کنم که هیچ جا و نقطه ای از مرکز باشد که بازسازی نشده باشد. یک بخش عمده ای از کارهای زیربنایی را انجام دادیم و یک بخشی را هم با طرح های کارآفرینی و کار حین تحصیل این اماکن و ساختمان های فرسوده و انبارها را بازسازی کردیم. پس یکی از کارهایی که شد این بود. مثلا یک روز آمدم دیدم روستاهای اطراف ما همه گاز دارند، در حالی که مرکز یا آموزشکده گازکشی نشده بود. در اواخر دهه 80 به دلیل آن ارتباطات قدیمی که با وزارت خانه داشتم از آن جا یک اعتباری گرفتیم و خوش بختانه تمام مرکز را گازکشی کردیم. حتی بدون این که کسی به من بگوید گازکشی معاونت آموزش را هم انجام دادیم. اقدام مهمی بود این بحث گازکشی. بعد هم بحث بازسازی را انجام دادیم.
تنوع آموزش ها با تأکید بر تورهای آموزشی، ترویجی و پژوهشی
مخبر: همزمان با بازسازی و نوسازی مجموعه مرکز به این نتیجه رسیدیم که بالاخره ما باید یک تنوعی در حوزه آموزش هایمان داشته باشیم. چون به هر صورت علمی- کاربردی هم از یک جهاتی و از یک مقطعی خیلی مورد توجه وزارت خانه نبود و هم به خاطر این که ما بتوانیم به رسالتمان بپردازیم باید به حوزه های مختلف توجه جدی تری می کردیم. از جمله این که حجم آموزش های ضمن خدمت ما نسبت به سال های اول مسئولیتم به دو تا سه برابر افزایش پیدا کرد. بعد هم بحث های کارآفرینی و کار حین تحصیل را به صورت جدی تری ورود پیدا کردیم و توسعه دادیم. به هر حال ما برای این که بتوانیم یک مرکز پیشتاز باشیم همیشه باید فکرهای نو و روش های جدید و حوزه های تازه ای را مورد توجه قرار می دادیم. از جمله حوزه هایی که خیلی مورد اقبال واقع شد بحث تورهای آموزشی، ترویجی و پژوهشی بود. من فکر می کنم که این موضوع یک گام جدیدی بود که فکر می کنم از سال 90 یا 91 شروع کردیم و با بخش خصوصی هم شروع کردیم. یکی از اتفاقات خوب و میمونی که رخ داد این بود که ما این فعالیت ها را با بخش خصوصی شروع کردیم. مثلا شرکت فلات را به توسط آقای میرجلیلی از بخش خصوصی و از اطراف خودمان آوردیم به مرکز. می دانید که کار شرکت فلات فروش بذر است. آن ها عرصه و مزرعه ای می خواستند و ما هم کمک شان کردیم و مزرعه در اختیارشان گذاشتیم و این ها ارقام مختلف سبزی و صیفی را کار می کنند. مثلا سال گذشته قریب به 300 رقم را کار کرده بودند. در این برنامه روزی را هم به عنوان روز مزرعه انتخاب می کنند و قریب به 200 تا 300 نفر تولید کننده عمده کشور را به دلیل ارتباطی که با این ها دارند دعوت می کنند و آن ها می آیند در روز مزعه شرکت می کنند و ارقام مختلف را با هم مقایسه می کنند. به عبارتی تولید کننده ما کشاورز پیشرو ما می آید این جا و خودش رقم مناسب خودش را انتخاب می کند. به نظرم یک فعالیت برد برد است. برد ما این است که به هر حال بخش خصوصی دارد کار ما را انجام می دهد. تحقیق انجام می دهد چون بخش های مختلفی را دارد کار می کند، ترویج انجام می دهد چون آدم ها را می آورد این جا، آموزش شان می دهد. یعنی دقیقا تحقیق، آموزش و ترویج را بخش خصوصی یک جا دارد انجام می دهد. با یک شرکت و یک تور شروع کردیم و الحمدا... الآن با 4 شرکت و 8 تور داریم کار را پیش می بریم. جزء روش های خیلی خوب شده که الآن سایر استان ها هم دارند از این کار الگوبرداری می کنند. همین جلسه اخیر هم جناب آقای دکتر خاوازی، ریاست محترم سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی فرمودند که در منطقه یک این را ترتیبی بدهید که سایر مناطق هم هر سال یک توری را داشته باشند.
ورود به حوزه آموزش های بین الملل و ساخت مهمانسرای مجلل
مخبر: یکی دیگر از کارهایی که به عنوان یک مزیت روی آن سرمایه گذاری کردیم، آموزش های بین الملل بود. ما دیدیم که بعضی وقت ها استادی از خارج می آوریم یا دوره ای ممکن است که سازمان بهره وری آسیایی داشته باشد که معمولا فراگیران از منطقه می آیند. ما دیدیم که جای مناسبی برای اسکان این ها نداشتیم. جایی که استانداردهای لازم را برای استقرار اساتید و دانشجویان بین المللی داشته باشد، نداشتیم و این هم از توجهات جناب آقای دکتر زند، رئیس وقت سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی بود که به این موضوع اهمیت دادند و حمایت کردند. البته باز هم طبق معمول من یک بخش عمده ای از اعتبارات را از وزارت خانه گرفتم، یک بخش را از سازمان و یک بخش را هم از مؤسسه علمی- کاربردی. الآن الحمدا... این فضا فراهم شده و ما در طول سال هم از A.P.O. دوره داشتیم و هم از F.A.O. دوره داشتیم. فارغ از این ها ما خیلی وقت ها دوره هایی داریم که صرفا استاد از خارج می آید. مثلا در دوره پرورش ماهی در قفس ما 6- 5 نفر استاد از 4- 3 نقطه دنیا دعوت کرده بودیم و آمده بودند این جا. با ایجاد این مهمانسرا این ها راحت این جا مستقر می شوند و حتی گاهی دانشگاه های همجوار استان هم اگر استاد بین الملل داشته باشند معمولا از این ظرفیت استفاده می کنند. یک فضای نسبتا مناسبی شده برای فعالیت های بین الملل.
بازپس گیری باقی مانده اراضی مرکز از سپاه
نوروزی: فکر می کنم که یک فضای ماندگاری است که در دوره جناب عالی ایجاد شد. بحث مهم دیگر بازپس گیری باقی مانده اراضی مرکز از سپاه است. بنا به گفته آقای دکتر قریشی در دوره ایشان بخشی از اراضی مرکز از سپاه بازپس گیری شده بود. من خودم شاهد بودم که در دوره جناب عالی بخش باقی مانده بازپس گیری شد. در این مورد توضیح می فرمائید که آغاز این اقدام از کجا بود و چه اقداماتی انجام شد.
مخبر: آقای دکتر قریشی درست فرمودند. یعنی یک سوله را در اختیار داشتند، 2 یا 3 تا از سوله ها را در یک تعاملی از سپاه گرفتند. ولی آن چه می خواهم عرض کنم نزدیک 17 هکتار از زمین های ما به علاوه 4 تا سوله دیگر در اختیار سپاه بود. شاید آن حجمی که دوستان به زحمت هم توانستند از سپاه بگیرند، به نیم هکتار هم نمی رسید. در حالی ما نزدیک به 17 هکتار و 4 تا سوله را گرفتیم. اتفاقی که افتاد این طور بود که فکر می کنم سال 87 یعنی همان زمانی که من مسئولیت مرکز را گرفتم زمزمه ای شنیدم که چند ماه قبل از آن تاریخ جناب آقای اسکندری وزیر وقت جهاد کشاورزی به درخواست سپاه گفته که آن زمین را تحویل سپاه بدهید. من بعدها یادداشتش را دیدم. احتمالا ایشان هم بنا به توصیه ها و ملاحظاتی یک دستور صریحی داده بودند که پادگان همت بدون هیچ عذر و بهانه ای به سپاه مستقر در اراضی آموزشکده واگذار شود. می توانم عین دستخط را هم ارائه بدهم. من هم زمزمه هایی شنیدم که احتمالا سپاه هم دنبال تغییر کاربری اراضی است. من احساس کردم که یک مرکز آموزشی آن هم در یک شرایطی قرار گرفتن در کنار یک مرکز نظامی خیلی زیبنده نیست. خصوصا که ما به تدریج داشتیم آموزش ها را توسعه می دادیم و نیاز به فضای بیشتری داشتیم از یک طرف و از طرف دیگر هم فضای آموزشی فضای حساسی است. فضای خاصی است. در این جا باید یاد کنم از آقای مهندس رضانیا، معاون وقت توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارت حانه که از دوستان صمیمی و مدیر قبلی خود من هم بود، با ایشان یک رایزنی کردیم. این جا این را باید دیگر بگویم که یک چالش اداری ایجاد کردیم و این کار را در یک بروکراسی انداختیم. به هر حال یک مقداری از این طریق زمان به موضوع دادیم. می دانستیم اگر تغییر و تحولی بشود، شانس حفظ این زمین ها هست. بنابراین، به اصطلاح برای این کار زمان خریدیم. بعد هم سال 88 هم آقای دکتر خلیلیان آمدند و من دیدم که آن فشاری که قبلا وزارت خانه روی این کار داشت، الآن ندارد. آن زمان من با آقای مهندس گلابکش مدیر کل دفتر امور وزارتی آقای دکتر خلیلیان یک صحبتی کردم و گفتم موضوع این است و این زمین ها حیف است و ضروری است که ما آن را حفظ کنیم. ایشان از من پرسید که الآن که کسی به شما فشار نیاورده است، گفتم نه و گفت که به نظرم فعلا موضوع را مسکوت بگذار. شما هیچ چیز نگو و پیگیری نکنید. این اتفاق هم خوش بختانه افتاد. به هر صورت وزیر دستور صریح داده بود که واگذار شود و باید واگذار می شد و فکر می کنم تنها جایی که این اتفاق افتاد پادگان همت بود.
حکمیت وزیر دادگستری در حاشیه هیأت دولت
مخبر: بعد با شروع دولت جدید و حضور آقای مهندس حجتی انصافا از همان روزهای اول متوجه شدم که ایشان کاملا مخالف این موضوع است. یعنی واگذاری را به هیچ شکلی ایشان قبول ندارد. هر جا هم یک تعللی شده بود همان ها را هم کمک کرد که برگردد. من هم دیدم که فضا فضای مناسبی است و از سال تقریبا 92 هجمه و تلاش خودمان را شدید کردیم، رایزنی کردیم با فرماندهان سپاه، با وزارت خانه و یواش یواش به این نقطه رسیدیم که بالاخره وزیر هم موافق نیست و یک جایی ما رفتیم در حاشیه دولت و یک اصطلاحی دارند که الآن خیلی حضور ذهن ندارم، در آن جا وزیر دادگستری باید حکمیتی می کرد بین ما و سپاه. از طرف وزارت خانه من و جناب آقای دکتر زند رفتیم از طرف سپاه هم 5- 4 نفر از فرماندهان ارشدشان آمدند به آن جلسه. حجت الاسلام پورمحمدی وزیر دادگستری بودند. ناگفته نماند که ایشان یک سابقه ای از ما داشت و ما را می شناخت و یک التفاتی به ما داشت. آن جا من یک گزارشی به ایشان دادم در ظرف دو دقیقه. گفتم که چهل سال قبل دوستان آمدند و بنا به ضرورت جنگ این زمین را از ما گرفتند و ما در اختیارشان گذاشتیم و حالا متأسفانه بعد از این همه سال علی رغم این که چندین بار دادگاه حکم تخلیه صادر کرده سپاه تمکین نکرده است. الآن هم صراحتا آقای وزیر نامه صادر کرده که مخالف این واگذاری است. آقای دکتر زند هم انصافا حمایت خوبی فرمودند. همان جا حاج آقای پورمحمدی به برادرهای سپاه گفت که بروید تخلیه کنید. وقتی جهاد رضایت ندارد به این واگذاری بی جهت به این کار اصرار نکنید و بروید تخلیه کنید. تقریبا کلید تخلیه از آن جا زده شد. چون برادرهای ما در سپاه متوجه شدند که رسما و قانونا وزیر دادگستری که حَکَم بود بین ما با این صراحت و یادم می آید که دستوری هم فرمودند که بروید تخلیه کنید و پادگان را تحویل جهاد کشاورزی بدهید. استارت کار تقریبا از آن جا زده شد، بعد استمرار در پیگیری، پیگیری و پیگیری و با وزارت خانه هم من رایزنی کردم و دیدم یک کمیسیونی هست بین جهاد کشاورزی و سپاه چون زمین های زیادی در حوزه منابع طبیعی با سپاه وزارت خانه دارد، من آن جا یک خواهشی کردم جناب آقای دکتر بصیری هم که الآن مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی هستند، ایشان هم انصافا حمایت و توجه و تأکید جدی کردند. من به دوستان مان در سازمان جنگل ها و مراتع توصیه کردم که در تعاملی که با سپاه دارید به آن ها بگویید که یک نقطه از این تعامل هم معوض آن پادگان باشد. پنج هکتار در جایی به آن ها بدهید. چون اصرار کردند پنج هکتار از همین زمین ها را به ما بدهید و برای تان همه اش را آزادسازی می کنیم که من قبول نکردم. بعد با وزارت خانه رایزنی کردم، وزارت خانه قبول کرد که در تعاملاتش با سپاه یک جایی این را ببیند. خوش بختانه امسال این توافق صورت گرفت و پنج هکتار معوض در تعاملات و بده بستان های جهاد با سپاه در جایی به سپاه تحویل شد. خوش بختانه در مرداد ماه سال 97 موفق شدیم که کلا این زمین ها را بازپس بگیریم.
ورود به حوزه آموزش بهره برداران پیشرو، بین الملل و کارآفرینی
نوروزی: از مرداد ماه 97 تا حالا چه اقداماتی در این اراضی انجام شده است؟
مخبر: ما با توجه به این که یک روندی را در فعالیت ها و مأموریت هایمان داشتیم، در این سال ها با توجه به تأکیدات وزیر محترم، جناب آقای مهندس حجتی و آقای دکتر زند رئیس وقت سازمان و بعد هم جناب آقای دکتر خاوازی رئیس سازمان ما آمدیم یک تغییر مأموریت دادیم. با توجه به این که علمی- کاربردی رو به افول بود و کلا داوطلبان کنکور کاهش پیدا کرده، تقاضا برای دانشگاه ها کاهش پیدا کرده است، خوش بختانه ما این را یک چند سال قبل تر در شورای آموزش مطرح کرده بودیم که در شرایطی که دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد درِ خانه داوطلب لیسانس می دهد، دلیلی ندارد کسی پا شود بیاید این جا کاردانی بخواند. بنابراین، ما این را پیش بینی کرده بودیم. از قضا بحث آقای وزیر و رویکردهای وزارت خانه هم به ما کمک کرد و ما ورودی کردیم به حوزه بهره برداران. من یک دفعه نگاه کردم دیدم یک فرصت طلایی است. به اصطلاح یک غول فرصت است. چهار میلیون بهره بردار. من در جلسه اول اصلا شوکه شدم که چهار میلیون بهره بردار داریم. دیدم اگر بیایم هدف گذاری کنم، حتی یک درصد از این ها عدد قابل توجه چهل هزار نفر می شود. به دلیل موقعیت مرکز ما آمدیم توجه به آموزش بهره برداران پیشرو را ممیزی کردیم. گفتیم ما بیاییم کشاورزان پیشرو را هدف قرار بدهیم. کشاورز پیشرو هم کسی است که سواد دارد از فناوری سر در می آورد. لذا آمدیم در این حوزه. بعد هم که آمدیم به حوزه های بین الملل و کارآفرینی. یعنی به همین ترتیب تنوع دادیم به فعالیت ها.
ایجاد مرکز نوآوری بخش کشاورزی
اخیرا یک بحثی را داشتیم و آقای دکتر خاوازی خیلی کمک کردند چون دیدگاه خود ایشان هم بود و آن این که ما در زمین ها و سوله هایی که از سپاه گرفتیم بیاییم یک مرکز نوآوری بخش کشاورزی راه اندازی کنیم. البته قبل از این که آقای دکتر بفرمایند ما دنبال این بودیم که آن جا را مرکز شرکت های دانش بنیان بکنیم که ایشان اسم با مسمی تر و یک فضای بهتری را پیش بینی کردند. در حال اخذ مجوز از معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری برای ایجاد مرکز نوآوری در بخش کشاورزی هستیم. از پنج سوله ای که ما در اراضی بازپس گیری شده گرفتیم برای چهار سوله با یک شرکت دانش بنیان آلمانی- ایرانی و بر اساس تجربه ای که ما با بخش خصوصی داشتیم، قرارداد بستیم. در این قرارداد چند شرط را گذاشتیم: یک، شرکت های دانش بنیان بیاورد؛ دوم، زمینه کاری شان حوزه کشاورزی باشد؛ این سوله ها را برای مثلا چهار سال در اختیارشان بگذاریم تا بازسازی بکنند و بهره برداری هم بکنند و در پایان چهار سال هم فضا را ترک می کنند و شرکت های دیگر جایگزین می شوند. مزرعه یعنی زمین های زراعی را هم تلاش کردیم به همین شکل به شرکت های دانش بنیان بدهیم. البته بخش خصوصی آمد وسط کار و شاید یک هزینه 300 تا 400 میلیونی کرد برای زیرساخت ها مثل هزینه آبیاری قطره ای و عملیات خاک ورزی. بعد قرار است که یک بخش هایی در اختیار شرکت های تولید کننده داخلی باشد. مثلا از جمله کارهایی که می تواند خیلی مناسب باشد بحث تولید بذر است که الآن مشکل مهمی برای کشاورزی کشور است که در ارضی ما در حال انجام است. یا گلخانه های هیدروپونیک طبقاتی که با مشارکت بخش خصوصی در حال کار کردن هستند. به نظرم ان شاءا... در دو سه سال آینده همین حوزه یکی از مراکز دانش بنیان و واقعا یک مرکز نوآوری برای بخش کشاورزی خواهد بود.
دیوار کشی اراضی بازپس گیری شده
نوروزی: آن طور که متوجه شدم شما در حال فَنس کشی اراضی بازپس گیری شده هستید.
مخبر: البته دیوار. چون قبلا فنس بود. الآن به خاطر حفظ حریم و امنیت کار دیوار کشی آن جا را شروع کردیم و به امید خدا قبل از پایان امسال دیوارکشی تمام خواهد شد. با شهرداری هم یک تعاملاتی داریم و یکی دو تا کار که در ذهنمان داریم که اگر بشود در مسیر بلوار بعثت بورس گیاهان زینتی را راه اندازی کنیم. شهرداری هم استقبال کرده است. یک طرح هایی هم برای فضای جلوی آن اراضی داریم.
مصادیقی از موفقیت های مرکز در سال های اخیر
نوروزی: در پایان اگر فکر می کنید که موردی است که نیاز به ذکر دارد بفرمائید.
مخبر: لابد استحضار دارید که تقریبا در هر زمینه ای که ما ورود پیدا کردیم برترین لوح آن قسمت را گرفتیم. یعنی وقتی در آموزش بهره برداران پیشرو وارد شدیم ما از جناب آقای دکتر زند به عنوان مرکز برتر لوح گرفتیم. در حوزه گیاهان دارویی ما با ستاد فناوری گیاهان دارویی وابسته به ریاست جمهوری همکاری داشتیم و پنجاه بسته کارآفرینی برای شان تولید کردیم. بسته هایی هستند که فوق العاده مورد اقبال واقع شدند و آن جا هم ما دوره هایی را برگزار کردیم که باز هم لوح برتر در حوزه آموزش گیاهان دارویی کشور را گرفتیم. در حوزه کارآفرینی از معاون وزیر علوم ما لوح گرفتیم. به عنوان سازمان کارآفرین و جهادی از وزیر و نماینده ولی فقیه در همایش فرهنگ و مدیریت جهادی لوح تقدیر گرفتیم. همین طور تا حالا دانشگاه تهران دو جلسه با ما برگزار کرده است و می خواهد از تجربه ما در حوزه آموزش بهره برداران و همچنین ظرفیت دانشگاه برای این کار استفاده کند و این به نظر من خیلی خیلی موضوع مهمی است که دانشگاه های ما بخواهند به موضوع توانمندسازی بهره برداران ورود کنند.
توجه جدی به توانمندسازی منابع انسانی
مخبر: من می خواهم بگویم این توفیقات اگر هم حاصل شده است، اولین نکته اش این بوده که من به دلیل سابقه و تجربه خودم به منابع انسانی توجه کردم. یعنی کار با آدم ها و کار با انسان ها را سرلوحه فعالیت های خودم قرار دادم و طبیعتا یک بخش عمده ای و یا شاید همه این دستاوردها نتیجه و خروجی زحمات تیم هایی بودند که در این مرکز دارند کار می کنند و انعطاف پذیری در پذیرش مأموریت ها را شما می دانید که شوخی نیست. یک سیستمی که مثلا ده سال فقط کارش علمی- کاربردی بوده، ساختارش، فرهنگش، و آدم هایش شکل گرفتند برای این کار، شما بیایید کاملا یک تغییر جهتی ایجاد بکنید و ورود بکنید به حوزه بهره برداران که دیگر کلاسیک نیست و خیلی هم دانشگاهی نیست. من این را مدیون انعطاف پذیری هم ساختار می بینم، هم منابع انسانی می بینم که ورود کردند در این حوزه و خروجی داشتند. من فقط جهت استحضار شما بگویم که در بهمن ماه امسال من یک گزارشی تهیه کردم. ما امسال چهل و پنج هزار نفر روز آموزش داشتیم که بخش عمده ای از آن بهره برداران بود و اخیرا یک ورودی کردیم به دوره های آزاد. از امسال وارد دوره های تخصصی شدیم مثل کشاورزی هوشمند و این دوره ها را داریم برگزار می کنیم و انشاءا... در سال 98 این دوره ها را تقویت خواهیم کرد. قرار شد هر ماه یک دوره تخصصی را داشته باشیم. دوره ای که هزینه دوره را شرکت کننده می پردازد. این را هم باید بگویم چون خیلی از مدیران ممکن است به این موضوع توجه کنند که ما از سال 93 خودگردان شدیم. پنجاه درصد هزینه هایمان باید از محل درآمدهایمان باشد. یعنی هزینه غیر مستمر پرسنل و هزینه های جاری ما مثل آب، برق، گاز و نگهداری نیروهای شرکتی که سالانه حدود سه میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد را از محل درامدهایمان تأمین می کنیم و تحمیل به دولت نمی کنیم. یعنی یک طوری ما در این سال های اخیر به سمت بنگاه داری رفتیم که رقابت بکنیم با بخش خصوصی. تقریبا سال های 91 ، 92 ما هشتاد درصد درآمدهایمان از محل آموزش های علمی- کاربردی بود و جالب است برای شما بگویم که در آمد ما بعد از این که از علمی- کاربردی سوق پیدا کرد به سمت آموزش بهره برداران نه تنها کاهش پیدا نکرد، بلکه افزایش هم پیدا کرد و دقیقا معکوس شد. الآن هشتاد و پنج درصد درآمد آموزشی مان از محل غیر از علمی- کاربردی است.
کارکنان صبور، خلاق و نجیب مرکز
این نشان می دهد که این سازمان توانسته خودش را با مأموریت های جدید وفق بدهد و با نوآوری مسیر خودش را طی کند. شما خودتان می دانید که این کار به سادگی محقق نمی شود. یقینا یک ارزش هایی و یک نظامی باید این تغییر را موجب شده باشد. یک شایستگی هایی را باید در کارکنان ایجاد بکنیم و یک شایستگی هایی را باید در سازمان ایجاد بکنیم و تا سازمان این قابلیت ها را به دست نیاورد، قاعدتا نمی تواند تغییر مسیر بدهد، تغییر را بپذیرد و بعد در تغییر موفق هم بشود و نزدیک پنج تا شش سال هم این شایستگی ها را حفظ کند. استحضار دارید که ایجاد شایستگی ها یک روی سکه است و حفظ این شایستگی ها شاید از ایجاد آن ها سخت تر باشد. الحمدلله پنج شش سال است که ما با نوآوری و حفظ شایستگی مداوما مأموریت های جدید تعریف کردیم، انرژی جدید به سیستم دادیم. ولی بالاخره این ها مدیون منابع انسانی صبور، خلاق و نجیبی است که ما در کنار خودمان داریم. مدیران زحمت کشی که واقعا وقت گذاشتند. من هیچ موقع فراموش نمی کنم که یک وقت هایی شده که بچه ها یک هفته، چهار روز، پنج روز در محل کار خوابیدند. برای اتمام یک پروژه گاهی وقت ها مجبور بودند که همین جا اتراق بکنند. بنابراین مدیون تلاش صبورانه، نجیبانه و خلاقانه کارکنان و مدیران هستیم.
جلب مشارکت بخش خصوصی
نکته دومی که باید عرض کنم این که یکی از امتیازاتی که ما داریم و خداوند هم عنایت کرده است، مشارکت با بخش خصوصی است که من فکر می کنم در کمتر سیستم دولتی این اتفاق افتاده باشد. فکر می کنم که امسال هفت تا هشت تا شرکت از بخش خصوصی با ما همکاری دارند. به جرأت می توانم بگویم که در حال حاضر بار عمده ای از وظایف و کارهای ما توسط بخش خصوصی انجام می شود و این یک مزیت سازمانی است برای مرکز امام که توانسته با بخش خصوصی به یک مدلی دست پیدا کند که آن هم بشود یک مشتری وفادار و پایدار. شما می دانید که ما شرکت فلات را سال 87 یا 88 کنار خودمان آوردیم و امسال که سال 97 است هم چنان کنار ما است. پس لابد یک الگویی ایجاد شده و یک درک متقابلی از منافع هم داریم که خودش سبب می شود که شرکای بلند مدتی برای ما باشند. بنابراین، بخش دوم توفیقات ما در این زمینه مرهون بخش خصوصی است که صادقانه و عالمانه دارد کنار ما کار می کند و از طریق یک تشریک مساعی ما توانستیم یک هم افزایی را با مشارکت بخش خصوصی ایجاد بکنیم.
تاریخ مصاحبه: 19 اسفند 1397- کرج- مرکز آموزش عالی امام خمینی (دفتر رئیس مرکز)


