تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج

مصاحبه با مهندس علی قره گوزلو درباره مرکز آموزش عالی امام خمینی

مصاحبه عباس نوروزی با مهندس علی قره گوزلو، رئیس آموزشکده کشاورزی کرج
۰۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۵:۳۱ کد : ۱۱۶۴۳ مصاحبه‌ها و گزارش‌ها
تعداد بازدید:۲۳
عضو هیئت علمی مرکز: علی قره گوزلو, عباس نوروزی
مصاحبه عباس نوروزی با مهندس علی قره گوزلو، رئیس آموزشکده کشاورزی کرج از مجموعه تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج.

معرفی سوابق شغلی و تحصیلی

نوروزی: لطف می کنید خودتان را معرفی کنید.

قره گوزلو: من علی قره گوزلو هستم. سال 1342 وارد مرکز آموزش کشاورزی کرج شدم که آن موقع وابسته به وزارت آموزش و پرورش بود. از فارغ التحصیل های دومین دوره آن جا هستم.

نوروزی: عذر می خواهم که صحبت هایتان را قطع می کنم. به این ترتیب، آن جا از سال 41 پذیرش دانش آموز داشت.

قره گوزلو: 41 بله. اولش تربیت معلم بودند. اولین شاگردهایی که گرفت که از قدیمی های آموزش و پرورش بودند و می خواست به آن ها دیپلم بدهد از سال 1341 بود. از معروف ترین شان آقای خزیمه علم بود، برادرزاده اسداله علم. من سال 42 وارد شدم و تا سال 45 آن جا بودیم. هم ردیف های ما تربیت معلم بودند که آموزش و پرورش می گرفت برای روستاها تربیت می کرد با هزینه خودش. ولی ما با هزینه شخصی خودمان، با دادن ماهی صد و پنجاه تومان پول، روزی پنج تومان بابت نهار و شام و صبحانه و پانسیون می دادیم و آن جا درس می خواندیم.

پذیرش دانش آموزش از پایان سیکل اول

نوروزی: توضیحی می دهید که نظام آموزشی آن مقطع چه جوری بود. شما از چه مقطعی وارد آن جا شدید.

قره گوزلو: سیکل می گرفت. آن موقع سیکل که می گرفتیم

نوروزی: می شود معادل نهم فعلی.

قره گوزلو: بله نهم فعلی، می رفتیم آن جا سه سال می خواندیم و دیپلم کشاورزی می گرفتیم.

نوروزی: یعنی عنوان دیپلمتان هم کشاورزی بود.

قره گوزلو: بله. دیپلم کشاورزی بودیم. مثلا دیپلم کشاورزی در رشته زراعت. ما سال 45 فارغ التحصیل شدیم. بعد از ما آن جا دیگر منحل شد و شد پادگان سپاه ترویج و آبادانی.

نوروزی: پس شما اخرین دوره ای بودید که آن جا دیپلم گرفتید.

قره گوزلو: بله. من خودم دوباره سال 45 برای خدمت سپاه ترویج و آبادانی رفتم آن جا و دوره سپاه ترویج و آبادانی را دیدم.

نوروزی: اطلاع رسانی چه طور انجام شد که علاقه مند شدید بروید آن جا برای تحصیل.

قره گوزلو: خب ما تهران درس می خواندیم و واقعیتش این است که به درس علاقه ای نداشتیم و گفتم که می رویم آن جا که شبانه روزی است و علاقه به کار کشاورزی هم داشتم. چون من خودم کشاورز زاده هستم و از روستاهای همدان هستیم. بعد آمدیم آن جا سه سال بودیم. خیلی خوب بود. بسیار بسیار مرکز خوبی بود. چون می دانید که رئیس آن جا آقای مهندس ظاهرپور بود که خدا بیامرزد.

اداره مرکز توسط هیأت امناء

نوروزی: آن زمانی که شما آن جا تحصیل می کردید.

قره گوزلو: بله آقای مهندس ظاهرپور بود. بعدش آقای مهندس خسرو صدری خدا بیامرز بود که بعدا ما با هم همکار شدیم و خیلی هم با هم رفیق بودیم. الآن هم با خانواده اش رفت و آمد دارم. بعد ایشان رفت آمریکا. جزء آموزش و پرورش بود. بعدش آقای دکتر کلانتری بود، نصیرپور بود، ستوده بود. مدیر کل آموزش فنی و حرفه ای آموزش و پرورش. از مردان بسیار خوشنام مثل صدری.

نوروزی: این افرادی که نام بردید آن جا رئیس بودند.

قره گوزلو: نه آن جا هیأت امنایی بود و این ها عضو هیأت امنا بودند. ولی رئیسش مهندس ظاهرپور، مهندس صدری و بعد هم دکتر البرزی آمد که ما فارغ التحصیل شدیم. بعد از فارغ التحصیلی به عنوان سپاهی دوباره رفتیم آن جا. به قول خدا بیامرز صدری می گفت من آن جا شاگردهایی تربیت می کنم که هر کدام یک شهر را اداره کنند. واقعا هم همین طور بود.

اساتید مرکز

قره گوزلو: آن جا بیشتر مربی هامان، استادهامان رؤسای مراکز آموزش کشاورزی بودند مثل بروجرد، کرمانشاه که آمده بودند آن جا شده بودند کارشناس. آقای مهندس سعید زاده، تحصیل کرده آمریکا، معاون مرکز بود. آقای مهندس نادری گیاه پزشکی درس می داد. آقای مهندس مشرف خدابیامرز، این ها همه مرحوم شدند، باغبانی درس می داد که الآن نمی دانم باغ آن جا است یا نه، کار مهندس مشرف بود. ایشان می گفت که دست های من پینه بسته است. خودش هم باغدار بود و باغ خیلی خوبی داشت. بعد از ظهرها و جمعه ها می گفت من می روم باغ درست می کنم. آقای مهندس بحرالعلوم طباطبایی دامپروری بود. آقای دکتر شالچیان مرغداری بود. آقای مهندس ذکایی که الآن آمریکاست، سبزی کاری بود. آقای مهندس دهقان دفع آفات بود. همه آدم های کارکشته و همه هم رئیس مراکز بودند و آمده بودند آن جا و شده بودند مربی و آن جا را اداره می کردند. آن ها همه شان آدم های بسیار بسیار درستی بودند، همه شان. مهندس دهقان خدا بیامرزدش همین اواخر هم زنده بود ما به عنوان معلم قبولش داشتیم، می رفتیم دیدنش. آقای مهندس مشرف که در باغبانی خیلی قدر بود. این ها همه عاشق کار، کاردان و متعهد بودند. تکنسین هایی که داشتیم تحصیل کرده آلمان یا شاگردهای مهندس صدری در مامازن بودند. چون مهندس صدری قبل از این که بیاد به کرج، رئیس مرکز مامازن بود. البته بعد از مامازن رفت به لاکان و بعد آمد به کرج. از کسانی که الآن به دوره ها می آیند، خیلی ها شاگردش بودند. رئیسم بود، همکار بودیم و روابط خانوادگی هم داشتیم تا این اواخر که سال 65 فوت کرد، همه این ها عاشق کار بودند.

یادی از زنده یاد مهندس خسرو صدری

نوروزی: رمز موفقیت آن جا چی بود که آقای مهندس صدری می گفت فارغ التحصیل های آن جا باید هر کدام بتوانند یک شهر را اداره کنند.  

قره گوزلو: اولا عاشق کارش بود. مهندس صدری مردی بود که همیشه اگر دخترش یک گل می چید، می گفت این گل باید در باغچه باشد، همه ازش استفاده کنند. خوشنام بود. سال ها مدیر کل کرمان بود، مدیر کل آموزش روستائیان بود. پایه گذار آموزش روستائیان وزارت تعاون بود. از مردان بسیار بسیار خوشنام وزارت کشاورزی بود. بسیار خوشنام. اصلا فکر نکنم مثل آن باشد. وقتی مهندس صدری در بیمارستان ایران مهر بستری بود که فوت کرد، هنوز داشت استانداردهای آموزشی را می نوشت. مهندس صدری اولین کسی بود که چون با آقای دکتر احمدی، وزیر کشاورزی دولت آقای بازرگان هم کلاس بود، وقتی دکتر احمدی از آمریکا آمد، مصوبه شورای انقلاب را آورد و استخدام کرد. چون من آن موقع رئیس کارگزینی بودم، اطلاع دارم. بیچاره با آن پیکانش می رفت کرج و می آمد. بعد ما می گفتیم به آقای دکتر زالی بگویید یک ماشینی در اختیار شما بگذارد، می گفت نه ولش کن، من با ماشین خودم می روم و می آیم. مثل این ها دیگر نیستند. مهندس صدری مدیر کل آموزش روستائیان در وزارت تعاون بود و افرادی مثل خانم مهندس حمیدی، آقای سلمان زاده، پرتوی و برزین هم از کارمندهای خوبش بودند.

نوروزی: ظاهرا برای ایشان آتش سوزی اتفاق افتاد.

تبدیل مرکز به پادگان آموزشی سپاه ترویج و آبادانی

قره گوزلو: بعد که آن جا شد پادگان سپاه ترویج، آقای دکتر قوام زاده آمد، رئیس مرکز شد و سرهنگ جعفری فرمانده سپاه بود، دکتر راثی رئیس ترویج بود.

کیفیت دانش آموختگان مرکز

قره گوزلو: از کسانی که آن جا تربیت شدند، آقای شیخانی است که الآن باغ صد هکتاری در آبیک دارد. یا مسئول فضای سبز شهرک غرب آن زمان آقای مهندس قریبی بود که الان کارهای ایشان آن جا مانده است. این قدر کارهاشان ماندگار بود. یکی از هم کلاسی های من رئیس بخش فضای سبز سفارت آمریکا بود. آقای مهندس بیگی که الآن هم آمریکاست. آن قدر بچه ها علاقه مند بودند که بیشتر فضای سبز تهران مثل پارک ملت و پارک شهر با فارغ التحصیل های مرکز آموزش کرج بود. چون به بچه ها عشق به کار را یاد داده بودند، بعد هم معلمین ما همه باسواد و آشنا به کار بودند. بیشتر فارغ التحصیل های مرکز آموزش کرج یا رفتند آمریکا درس خواندند و ادامه دادند یا در داخل ادامه دادند. مثلا خدا بیامرزد آقای مهندس نادری را که رفت به مرکز آموزش علی آباد کمین که من باهاش کار می کردم. من خدمت سپاهی ام را آن جا بودم. من خودم در دوره سپاه ترویج، سپاهی پنجم ایران بودم. ما عاشق روستا و آبادانی بودیم.

اخذ رتبه سپاهی پنجم ترویج و آبادانی

نوروزی: منظورتان از سپاهی رتبه پنجم چیست؟

قره گوزلو: در رتبه بندی من سپاهی پنجم ایران شدم. آن موقع تلویزیون ثابت پاسال با من مصاحبه کردند. این قدر قشنگ کار می کردیم. شب و روز کار می کردیم. سیصد تومان هم حقوق می گرفتیم. عشق را در ما به وجود آورده بودند. سپاه ترویج و آبادانی بد بود. درست است خلاف هم می کردند، ولی اثراتش خیلی زیاد بود، خیلی خوب بود. من سپاهی ترویج و آبادانی بودم، تو روستاها که می رفتم مدرسه دخترانه درست می کردم، به من می گفتند که آقا دخترها نباید ییایند تو این مدرسه. می گفتم چرا؟ می گفتند دخترها را پاسبان می آید، می برد. دعوا می کردم که آقا بچه تو باید درس بخواند. باید درس بخواند. به نطر من باید عاشق ها را پیدا کرد و عشق به کار را به وجود آورد. با صداقت.  

انتقال مرکز به وزارت کشاورزی

نوروزی: خاطرتان می آید انتقال آن جا از وزارت آموزش و پرورش به وزارت کشاورزی کی انجام شد؟

قره گوزلو: سپاه ترویج جزء سازمان ترویج بود. خدا رحمت کند دکتر قوام زاده از سازمان ترویج آمد و رئیس آن جا شد.

نوروزی: به این ترتیب باید سال 45 باشد که آن جا به وزارت کشاورزی منتقل شد.

قره گوزلو: بله. من خرداد 45 فارغ التحصیل شدم، بهمن 45 رفتم خدمت سپاه ترویج و آبادانی، همان جا. زمان خدمت ارشد گروهان بودم و خدمت می کردیم. بعد آمدم رفتم سه ماه تو روستا بودم که در این سه ماه در روستا شدم رتبه پنجم ایران. بعد مهندس نادری رفت علی آباد کمین، من هم باهاش رفتم علی آباد کمین. مهندس نادری خیلی خدمت کرد. مهندس نادری از آن آدم هایی بود که مدیر کل مازندران بود که بازنشسته شد. متأسفانه بعد از بازنشستگی با فقر زندگی کرد. آقای مهندس علیزاده شایق یک کتاب پس از سی سال نوشته و در آن کتاب به خوبی از مهندس نادری یاد کرده است. ایشان آدم بسیار سلامتی بود از نظر مادی. عاشق کارش بود. علی آباد کمین هزار و پانصد هکتار مزرعه داشت. آن جا را آلمانی ها درست کردند در قالب کمک هایی که به ایران می کردند. این ها آدم های خوبی بودند که فکر نکنم اصلا مثل آن ها را بشود تربیت کرد. ما الآن هم هنوز با همدوره ای هایمان در مرکز آموزش دوره داریم و ماشاءا... همه شان هم در این مملکت موفق هستند. خوار و زار نشدیم. همه خوب بودند.

ورود به دانشگاه تبریز

نوروزی: بعد از اتمام سپاه ترویج و آبادانی، وارد دانشگاه شدید؟

قره گوزلو: من رفتم تبریز رشته آب و خاک را می خواندم، بعد ول کردم به خاطر بچه هایم. چون خانمم وزارت امور خارجه ای بود، آمدم سازمان کار کردم، ولی از نظر علاقه ای که داشتم خودم کارشناس بودم. با شغل کارشناسی رئیس اداره بودم که بازنشسته شدم. ولی کارشناس آموزش بودم، از بس عاشق کار بودم. الآن هم عاشق کار آموزش هستم، طوری که بعد از انقلاب رئیس اداره تجهیزات آموزشی بودم، یک روز رفتم برای گرفتن برنج و مرغ و این ها برای مراکز آموزش چون آن موقع سی تا مرکز آموزش کشاورزی داشتیم، یک آقایی برگشت گفت که آقا این آموزش شما کِی تمام می شود؟ گفتم من باید این کلاس ها را بزنم تو سرت. آموزش مگر تمام شدنی است در این مملکت و در دنیا. همیشه آموزش باید نسل به نسل باشد و اختراعات و اکتشافات و تجربیات کارشناسان را باید بگیریم و انتقال بدهیم به روستائیان. ولی خب متأسفانه بیست سال بیشتر خدمت نکردم، خوب بود. راضی بودم از خدمتم.

لزوم بهره گیری از مدیران بومی

قره گوزلو: بهترین خدمتی که در طول این مدت بیست سال کردم ایجاد مرکز آموزش سنندج بود که در سال 62 آقای دکتر آهون منش آمدند و مرکز آموزش را راه انداختند. آن موقع اصغرزاده[1] استاندار بود، تابش معاون استاندار بود. این ها خیلی حمایتم کردند. مرکز آموزش سنندج را راه انداختند، شاگرد گرفتند و گفتم آقا خداحافظ. چون در کردستان شما باید کُرد بگذارید رئیس مرکز آموزش، نه ما از تهران بیاوریم بشود سرپرست مرکز. همین کار را هم کردند، آقای مهندس امیریان را منتقل کردند آن جا. آقای مهندس کمانگر مدیر کل کشاورزی کردستان بود و بسیار مرد علاقه مندی بود. این ها در سال 62 و زمان جنگ بود. فقط روزها می رفتیم بیرون، شب نمی توانستیم. ولی، خوب بود، راضی ام از بیست سالی که برای دولت کار کردم. خیلی راضی ام. حالا هم الحمدا... از آن مرکز آموزش و از افرادی که گرفتیم کسانی آمدند بیرون که الان دکتر دامپزشک هستند. چون در سنندج خیلی از نظر فقر، بالا بود، الآن هم بالا است. زمان شاه هم به شان ظلم شده بود. خیلی ظلم شده بود. الحمدا... آن مرکز آموزش درست شد و شاگرد گرفتیم.

استخدام سازمان حفظ نباتات     

نوروزی: شما استخدام کدام واحد وزارت کشاورزی شدید؟

قره گوزلو: من اول حفظ نباتات بودم، سال 47. آقای زاهدی وزیر کشاورزی بود. آن موقع وزارت کشاورزی در همین بلوار کشاورز[2] بود.

نوروزی: حفظ نباتات کجا بود؟

قره گوزلو: حفظ نباتات در خیابان عبده بود در خیابان ولی عصر، رو به روی خیابان فاطمی. من آمدم پیش آقای زاهدی و گفتم آقای وزیر ما فارغ التحصیل کشاورزی هستم در این مملکت و کار نداریم. گفت مگر فارغ التحصیل کشاورزی هم داریم. هفته دیگر بیا پیش من. رفتم و استخدام حفظ نباتات شدم. من رفتم و مسئول دفع افات تویسرکان شدم. بعد اولین دوره امتحان ادواری که در کشور برگزار شد، سال 48 بود، من نفر دهم شدم. امتحان ادواری برای استخدام. پارتی بازی نبود واقعا. آمدیم، خدمت آقای دکتر یوسف قریب که خیلی ارادت دارم خدمت شان، چون هم شاگردشان بودم، هم کارمندشان بودم، هم خیلی خیلی حمایتم کردند در کار. من با بیشتر رؤسای سازمان آموزش کار کردم، به خاطر علاقه ای که به شان داشتم. دکتر قریب هم از مدیران بسیار بسیار خوب بود. من اسم مدیران بد را نمی آورم. بعد از ایشان آقای مهندس جبرئیلی[3] آمدند سازمان آموزش. با ایشان هم من همشهری بودم و از نزدیک کار کردم.

نوروزی: ایشان مثل این که فوت شدند.

قره گوزلو: بله، در آمریکا فوت شدند. ایشان خیلی خدمت کرد به سازمان آموزش. تنها کسی بود که آن جا را کرد سازمانی که رئیسش به انتخاب وزیر کشاورزی و تأیید پنج تا وزیر دیگر بود. چون من خودم دنبال این کارها بودم.

اعطای بورس ایتالیا

قره گوزلو: در سال 54 یک بورسی به ما دادند که رفتیم ایتالیا. دوره های خیلی خوبی دیدم. انتقاد هم کردیم که همه را نباید بفرستید به این دوره ها. باید کسانی را بفرستید که عاشق کار باشند و بعد بیایند آموخته های خودشان را انتقال بدهند. انگلیس و فرانسه و سوئیس همه را بردند نشان دادند. خیلی خوب بود. بعد انقلاب شد و سازمان آموزش منحل شد. افراد دیگری آمدند به سازمان آموزش مثل مهندس محمد سمیعی. مرد خیلی خوبی بود، ولی آموزشی نبودند. مهندس ترکاشوند آمدند و شدند رئیس سازمان آموزش. معلم عاشقی بود. عاشق کارش بود. خوب بود.   

سهولت دیدار وزیر کشاورزی

نوروزی: اشاره ای به ملاقات وزیر کشاورزی آقای زاهدی داشتید. خواستم بپرسم دیدن وزیر آن موقع ها راحت بود؟

قره گوزلو: خیلی راحت. اصلاً خیلی راحت بود. سر خیابان 16 آذر دفتر وزیر آن جا بود. من رفتم پیشش. گفت یک هفته به من فرصت بدهید. بعد رفتم و گفت به تمام دوستانت هم بگو بیایند. شما نباید بیکار باشید که من رفتم حفظ نباتات و مسئول حفط نباتات تویسرکان شدم و دیدم روستائیان ما چه قدر نیاز به آموزش دارند.  

نقش مراکز آموزش کشاورزی در تربیت مدیران کشور

قره گوزلو: بعد سال 48 آمدم به تنکابن، شهسوار، یادش به خیر. دکتر قریب می گفت من مرکز تنکابن را درست کردم که این جا مدیر تربیت بشوند برای مراکز دیگر. زمانی که مرحوم صدری مرکز بمپور را درست کرده بود بیشتر مدیران استان سیستان و بلوچستان از مدیر کلش گرفته تا رئیس بهداری و همه فارغ التحصیل های مرکز بمپور ما بودند. چون همه را رفتم و دیدم می گویم.

شرحی از آموزش در مرکز

نوروزی: قدری در مورد عملیات کشاورزی و آموزش در مرکز کرج توضیح می دهید.

قره گوزلو: عملیات کشاورزی در سی هکتار اراضی مرکز انجام می شد. بسیار منظبط بود. البته نماینده آمریکا هم در مرکز آموزش بود. گروه صلح هم بود. ما زبان انگلیسی مان را گروه صلح می آمد درس می داد. بعد آقای دکتر شالچی که انگلیس درس خوانده بود، آمد. دبیرهای عمومی مان و پایه را از کرج می آوردند. ولی دروس دامپروری، باغبانی، زراعت، سبزیکاری، مرغداری همه شان واقعا عالی بود. باغ آن جا را ما خودمان چاله هایش را می کندیم. چون مکانیزه هم زیاد نبود، بیشتر با دست بود.

تعداد پذیرفته شدگان و کنکور در پذیرش دانش آموزان

نوروزی: یادتان می آید که در سال 42 چند نفر در مرکز آموزش کشاورزی کرج پذیرفته شدید؟

 قره گوزلو: سالی حدودا چهل نفر پذیرش می شدند. با کنکور ورودی و شوخی نبود.

نوروزی: پس کنکور هم داشتید.

قره گوزلو: بله کنکور ورودی داشت و خیلی هم سخت بود. خیلی خیلی سخت بود.

انحراف در واگذاری بخشی از مرکز آموزش کشاورزی تنکابن

قره گوزلو: من به اتفاق آقای دکتر قریب و آقای پرتوی و یکی دو نفر دیگر مجله اش هم است رفتیم معاونت ترویج و آموزش، به آقای دکتر زند[4] گفتم که آقای دکتر زند من به عنوان یک کارمند بازنشسته دور اگر خانم خلعتبری که زمین های مرکز اموزش کشاورزی تنکابن را وقف کرد، دست از قبر در بیاورد، لعنت تان می کند. گفت چرا؟ گفتم شما آن جا را کردید مایو فروشی و سنگ فروشی. گفت جمع می کنم. سنگ فروشی را جمع کرد چون من آن جا خیلی زیاد می روم و می آیم. ولی روسری فروشی ترکمن در انبار مرکز آموزش هنوز است. به جای این ها باید آن جا برنج فروشی و گل فروشی و فروش قلمه زیتون و این چیزها باشد. می گفتند می خواهند در عباس آباد بهترین پایگاه گل را درست کنند، چی شد؟ چون رامسر بهترین منطقه پرورش گل مثل محلات است. حتی به نظر من از محلات خیلی بهتر است.

[1]  ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان پیرو خط امام

[2]  ساختمان واقع در بلوار کشاورز نبش خیابان 16 آذر

[3]  تقی جبرئیلی

[4] دکتر اسکندر زند، رئیس وقت سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی

تاریخ و محل مصاحبه: 15 مرداد 1398- تهران- دفتر نظارت و ارزشیابی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی

علی قره گوزلو

عضو هیئت علمی مرکز

عباس نوروزی

عضو هیئت علمی مرکز

  - کارشناس ترویج و آموزش کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال 1370 .

  - کارشناس ارشد ترویج و آموزش کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران ...

اطلاعات بیشتر

کلیدواژه‌ها: مرکز آموزش عالی امام خمینی مرکز آموزش کشاورزی آموزش کشاورزی آموزشکده کشاورزی آموزشکده کشاورزی کرج تاریخ مرکز آموزش کشاورزی علی قره گوزلو عباس نوروزی

آخرین ویرایش ۰۴ اسفند ۱۴۰۴