تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج

مصاحبه با دکتر غلام عباس عبداللهی درباره مرکز آموزش عالی امام خمینی

مصاحبه عباس نوروزی با دکتر غلام عباس عبداللهی، رئیس آموزشکده کشاورزی کرج
۰۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۵:۲۲ کد : ۱۱۶۴۲ مصاحبه‌ها و گزارش‌ها
تعداد بازدید:۲۰
عضو هیئت علمی مرکز: غلام عباس عبدالهی, عباس نوروزی
مصاحبه عباس نوروزی با دکتر غلام عباس عبداللهی، رئیس آموزشکده کشاورزی کرج از مجموعه تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج. وی از 1366 تا 1369 رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی بود.
مصاحبه با دکتر غلام عباس عبداللهی درباره مرکز آموزش عالی امام خمینی

معرفی سوابق شغلی و تحصیلی

نوروزی: می خواستم خواهش کنم اول یکی معرفی از خودتان داشته باشید.

عبداللهی: من عبدالهی هستم و از جهادی های سال 58. یعنی ما دفتر مرکزی جهاد را سال 58 شروع کردیم. آن موقع خیابان پاستور بود. بغال آن جایی که شده بیمارستان شهید شوریده  اول ساختمان جهاد سازندگی است و بعد دو سه تا ساختمان گرفتیم و نهایتا اواخر سال 58 و اوایل سال 59 ما آمدیم میدان انقلاب.

نوروزی: یعنی در مجموعه ای که متعلق است به نخست وزیری، ابتدا جهاد سازندگی در آن جا مستقر بود؟

عبداللهی: دقیقا. آن جا متعلق به بنیاد علوی بود. بعد سپردند به جهاد و هم زمان با آمدن آقای ناطق به عنوان نماینده امام به جهاد سازندگی ما سال 58 جهاد را شروع کردیم. آمدیم میدان انقلاب، بعد ساختمان ها توسعه پیدا کرد تا این ساختمانی که بعدا توسعه پیدا کرد و شد مرکز آموزش امام، سر چهار راه قدس را بچه ها بعدا اضافه کردند. یعنی دفتر مرکزی جهاد دو تا ساختمان داشت: میدان انقلاب که کمیته ها بودند، مثل کمیته آموزش و فرهنگی و ساختمان قدس ما می گفتیم که سر چهار راه قدس بود. من در کمیته کشاورزی بودم. یعنی کمیته کشاورزی را تقریبا آقای آخوندی و ما شروع کردیم. حسن آخوندی، داداش عباس. سال 63 من رفتم تربیت مدرس.

نوروزی: پس تا سال 63 لیسانس بودید.

همکاری در تدوین اساسنامه جهاد سازندگی

عبداللهی: لیسانس بودم، در جهاد در کمیته کشاورزی بودم به عنوان مسئول طرح و برنامه و قائم مقام کمیته و مسئولیت هایی داشتم. در بحث اساسنامه جهاد من نقش خیلی فعالی داشتم. چون نماینده کمیته کشاورزی بودم و یک سری واژه هایی مثل ترویج را من آن موقع مطرح می کردم. یعنی در تدوین اساسنامه جهاد که تیمی بود به سرپرستی مرحوم شهید شوریده، من نماینده تام الاختیار کمیته کشاورزی بودم.

تأخیر در تصویب اساسنامه جهاد سازندگی

سال 62 که دیگر درگیری جهاد و وزارت کشاورزی به اوج رسید و بعد به خصوص با مطرح شدن اساسنامه جهاد سازندگی، ما خدمت آقای خامنه ای رسیدیم که رئیس جمهور بودند، آقای موسوی نخست وزیر بود و چند تن از مقامات و دو تیم از وزارت کشاورزی، وزیر و معاونینش و شورای مرکزی جهاد سازندگی و من هم بودم و آن جا روی مسئله خیلی بحث شد. رئیس جمهور وقت، مقام معظم رهبری یک موضعی گرفتند که تقریبا اساسنامه را منتفی کردند. به همین دلیل کار به عقب افتاد.

 

تشکیل مرکز آموزش عالی امام خمینی

عبداللهی: بعد از آن من رفتم تربیت مدرس. ما آن جا هم باز از شروع کنندگانیم. یعنی در اولین دوره تربیت مدرس من در رشته گیاهپزشکی شروع به تحصیل کردم. داشتم پایان نامه ام را دفاع می کردم که به من پیغام دادند از جهاد سازندگی که آن موقع آقای زنگنه وزیر بود که ما می خواهیم دانشگاه جهاد درست بکنیم. یعنی مرکز آموزش امام جهاد سازندگی از آن جا شروع شد. من هم بورسیه دانشگاه بوعلی همدان بودم. یعنی حکم من را داشتند می زدند برای دانشگاه بوعلی همدان که بر گشتم جهاد. خب بی میل هم نبودم، هم تهران باشم و هم یک کاری به هر حال انجام بدهم. با آمدن من آقای زنگنه رفت وزارت نیرو و ما ماندیم و آقای فروزش. تشکیلات جهاد داشت پیاده می شد. خیلی آن جا من تلاش کردم که معاونت آموزش و تحقیقات در جهاد ایجاد شود. نامه های من به آقای فروزش هست. معاونت آموزش و تحقیقات درست شد و این مرکز آموزشی که بعدا شد مرکز آموزش عالی امام خمینی که وابسته واحد آموزش بود ایجاد شد. ما رفتیم و این را مستقلش کردیم. چون من دیدم که هیچ راهی نیست برای جذب نیروهای کیفی و باید یک سری کارها انجام می شد.

بورسیه تحصیل کردگان رشته های کشاورزی

عبداللهی: من کسی بودم که واژه هیأت علمی را در  جهاد وارد کردم. تعریف هیأت علمی را وارد کردم. بچه های کشاورزی را ما در جهاد سازندگی بورسیه می کردیم، چون بنیان گذاری گروه کشاورزی اش باز با خودم بود، البته قبل از من بچه های دانشکده فنی که سربازی شان را در جهاد می گذراندند، آن جا بودند و کارهایی را هم کرده بودند. چند آزمایشگاه خیلی خوب مثل آزمایشگاه فیزیک و برق و عمران راه انداخته بودند. ولی کمیته کشاورزی نداشتند. من گروه کشاورزی را آن جا راه انداختم و نوزده نفر از بهترین بورسیه های جهاد را من جذب کردم که الآن هم پیکره سازمان تحقیقات و بیشتر مؤسسات از این عزیزان است. آقای باغستانی، آقای طهماسبی، آقای میرزایی ندوشن، آقای مداح عارفی، مرحوم میرحسینی، آقای حنطه و خیلی های دیگر کسانی بودند که ما در گروه کشاورزی جذب شان کردیم. 

اعتقاد راسخ وزیر جهاد سازندگی به آموزش و کادرسازی

عبدالهی: وقتی که من اساسنامه را نوشتم و در شورای تحقیقات و آموزش تصویب کردیم، من گفتم که آقای زنگنه رفته و بحث دانشگاه منتفی است. چون آقای فروزش اعتقادی نداشت. آقای فروزش می گفت که دانشگاه ها هستند و تربیت کنند و ما هم کارمان را بکنیم. آقای زنگنه برعکس آموزشی بود. اصلا معتقد بود به نیروسازی. یعنی معتقد بود که جهاد باید نیرو بسازد، چون جهاد دستگاه انقلابی است. و همان هم شد. خیلی از نیروهای در سطح کشور از نیروهای فارغ التحصیل و آموزش دیدگان و مدیران جهاد هستند. چه وزارت نیرو، چه وزارت نفت، چه وزارت کشاورزی.

تأسیس مرکز آموزش عالی امام خمینی

عبداللهی: آئین نامه اعضای هیأت علمی را نوشتیم. یک کمیسیون ارزشیابی اعضای هیأت علمی تشکیل دادیم، خودم هم مسئول کمیسیون بودم و تعریفی دادیم که هشت واحد درس بدهید می شوید هیأت علمی و پروژه هم بگیرید و پنج شنبه را هم من تعطیل کردم. با مخالفت ها رو به رو بودیم که فلانی آمده و آن جا را مستقل می کندو بالاخره مرکز آموزش عالی امام خمینی را من و آقای امان پور مصوب کردیم.

نوروزی: این زمانی بود که مسئولیت آن جا را هم داشتید؟

عبدالهی: بله من مسئول آن جا بودم. من رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی بودم از سال 66 تا سال 69 که برای دکترا من رفتم انگلستان.

نوروزی: ابلاغ تان را به عنوان رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی چه کسی داد؟

عبداللهی: ابلاغ اولیه را آقای خلقانی داد. آن موقع مسئول واحد آموزش بود. ما یک واحد آموزش داشتیم و یک مرکز آموزش. منتهی در حکم نوشته بود که شما که این رو توسعه بدهید. من وقتی آن جا را توسعه دادم و آقای خلقانی هم رفت، حکم ریاست کمیسیون ارزشیابی و رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی را آقای امانپور به من دادند. و من 4 سال از سال 66 تا سال 69 آن جا بودم و کارهایی که انجام شد این بود که گروه کشاورزی را ایجاد کردیم. خوابگاه ها جدا شده بود و ما سه تا خوابگاه دانشجویی داشتیم. تعداد دوره های کارشناسی ما خیلی زیاد بود. یعنی در حدود سیصد تا سیصد و خرده ای دانشجوی کارشناسی داشتیم که دیگر با رفتن من یک خرده تحلیل رفت. یعنی رفتند سراغ تعریف و باز تعریف مرکز آموزش و دوره های کوتاه مدت و یک سری مسائل و ماند تا موقع ادغام.

تغییر عنوان مؤسسه بررسی آفات و بیماری های گیاهی به مؤسسه تحقیقات گیاهزشکی کشور

عبداللهی: موقع ادغام من وزارت کشاورزی بودم. من رئیس مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی بودم. آن جا هم باز همین کار را کردیم. آن جا اسم مؤسسه بررسی آفات بود که من تبدیلش کردم به گیاهپزشکی کشور، به دلیل تعریفی که خود گیاهپزشکی دارد

نوروزی: پس تغییر عنوان مؤسسه از بررسی آفات و بیماری های گیاهی به تحقیقات گیاه پزشکی کشور در دوره شما اتفاق افتاد؟

عبداللهی: دقیقا. اصلا یک مشکلی پیش آمد در مورد علف های هرز. بخش علف های هرز ما مدعی پیدا کرد. دلیلش هم از زمانی بود که دوره کارشناسی ارشد علف های هرز مطرح شد در کرج که متولی اش کی باشد. باغبانی ها می گفتند ما. تعریف هم داشتند. گیاهپزشکی ها می گفتند ما، تعریف داشتند. زراعت هم می گفت ما. این ها هر کدام موافق و مخالف خودش را دارد. بالاخره علف هرز در زراعت است. از آن طرف هم بیسش گیاه شناسی است و باغبانی ها بیشتر می گفتند متولی اش ما هستیم و ما هم که معتقدیم علف هرز آفت است. بحث کنترلش را می گویم. مسئله ما به این جا کشیده شد که بعضی ها مدعی شدند که بخش علف های هرز باید برود به مؤسسه اصلاح بذر. من یک تعریفی نوشتم که اصلا چرا گیاهپزشکی و حفظ نباتات و گفتم که پست[1] چه تعریفی دارد: کلیه موجودات و عوامل خسارت زای مرده و زنده را ما می گوییم آفت. زنده ها هم از علف هرز شروع می شود و موش و رت و پرنده و چرنده و تا برسد به باکتری و قارچ این ها همه آفت است. لغت پست با این گستردگی است. گیاهپزشکی چرا باید متولی باشد، به خاطر این که بحث ملی است. و من دو کار کردم که البته آقای خلقانی کمک کرد. یکی این که مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی را با همین تعریف ما جا انداختیم و یکی هم استقلال مالی مؤسسه بود. این ها همزمان با آمدن هیأت امناء من این دو تا طرح را بردم و  مصوب کردم که دیگر ما آمدیم کنار.

انتصاب به ریاست مرکز آموزش عالی امام خمینی

نوروزی: زمانی که مسئولیت مرکز امام را بر عهده گرفتید، شما اولین رئیس آن جا بودید یا این که فرد دیگری قبل از شما آن جا مسئولیت داشت؟ 

عبداللهی: ببینید با این مفهوم من اولین رئیس هستم.

نوروزی: چون برخی از همکاران از آقایی هم به نام آقای پازوکی اسم می برند.

عبداللهی: ببینید یک واحد کوچکی در ساختمان قدس بود. دو طبقه اش خوابگاه و دو طبقه اش هم کلاس. تاریخچه اش این است که آقای پازوکی آن جا مسئول بود. لیسانس باستان شناسی داشت و تا آخرین خبری که من داشتم مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران بود. چون دو طبقه اش خوابگاه بود، بچه ها با پیژامه در آن جا تردد می کردند. آن زمان دوره ها کوتاه مدت بود و دوره های مقطع دار ما نداشتیم. بعد چند تا از بچه های لانه جاسوسی و فنی مثل آقای قیاسی و آقای ناصر و دوست خوبمان آقای شایسته آمدند و مرکز آموزش درست کردند. یعنی خوابگاه ها را بردند بیرون، آزمایشگاه ایجاد کردند و اولین دوره های برق و عمران و مانند این ها را گرفتند. یعنی دوره های مقطع دار گرفتند. 

توسعه دوره های مرکز امام آموزش عالی امام خمینی

نوروزی: دوره مقطع دار برای پرسنل جهاد بود و درست است؟

عبداللهی: پرسنل جهاد بودند و می آمدند و مدرک هم برای جهاد معتبر بود. من که آمدم گروه کشاورزی را شروع کردیم، آزمایشگاه ها را تکمیل کردیم و آن جا دیگر بحث دوره های مقطع دار لیسانس را مطرح کردیم. تا قبل از آن دوره ها کاردانی بود. من دوره های کارشناسی را مطرح کردم. کارشناسی صنایع غذایی، کارشناسی عمران، کارشناسی برق، کارشناسی زراعت، کارشناسی گیاه پزشکی و دیگر دوره های ما رفت تا یک چیزی نزدیک سیصد دانشجو. سه تا خوابگاه ما داشتیم.

خوابگاه های مرکز آموزش عالی امام خمینی

نوروزی: مثل این که یکی از  خوابگاه هایتان در ترمینال جنوب بود.

عبداللهی: احسنت. بله بزرگ ترین شان آن بود. یکی هم آن ساختمانی بود که الآن شده ساختمان نواب[2]. آن جایی یک ساختمان یک طبقه ای بود. یک خوابگاه هم داشتیم، پسیان[3] که همین جاها بود که این سه تا تقریبا سیصد نفر را پوشش می داد.

برخی اقدامات در راستای ارتقای سطح کیفی آموزش های مرکز امام

عبداللهی: و این عنوان که دیگر گروه بندی بشود، واژه هیأت علمی داشته باشیم، هیأت علمی موظف به تدریس باشد، پنج شنبه های بچه را آزاد کردیم و نیروی کیفی گرفتیم، گزینش گذاشتیم، ارزشیابی هیأت علمی را من گذاشتم. بچه ها را بررسی می کردیم. این ها مواردی بود که در دوره من شروع شد. قبل از من اصلا این مسائل نبود. خود بچه های کارشناس کمیته های اجرایی می آمدند، درس می دادند به بچه های دیپلمه ای که از شهرستان ها می آمدند. آن موقع هم بیشتر بچه ها در سطح دیپلم بودند. دوره هایی بود بازآموزی حین خدمت. ولی دوره های مقطع دار ما نداشتیم. واژه هیأت علمی و استاد به این مفهوم ما نداشتیم. تقریبا ما استخدام کردیم بچه هایی را که بورسیه بودند، می آمدند یک ارزشیابی و فرمی و بعد هم که به عنوان هیأت علمی وارد می شدند. یعنی هم اشل حقوق شان فرق می کرد، هم دست و بال شان بازتر بود، هم موقعی که در جهاد پنج شنبه ها همه می آمدند، ما پنج شنبه ها را تعطیل کردیم، فرم دانشگاه ها.

نوروزی: فکر کنم که دستگاه های دولتی از اواخر دهه 60 پنج شنبه ها را تعطیل کردند.

عبداللهی: ما زودتر این کار را کردیم. ما مدل دانشگاه ها را پیاده کردیم. یعنی من رفتم وزارت علوم به واحد ارزشیابی هیأت علمی آن جا الگوها و آئین نامه ها گرفتم و آمدم آن را پیاده کردم.

اعزام به خارج از کشور برای دوره دکتری

نوروزی: علت رفتن تان از مرکز امام چه بود؟

عبدالهی: ادامه تحصیل بود.

نوروزی: زمانی که برای ادامه تحصیل رفتید، تفکیک وظایف بین وزارت خانه های کشاورزی و جهاد سازندگی شده بود؟

عبداللهی: بله شده بود.

نوروزی: پس شما جزء وزارت کشاورزی بودید.

عبداللهی: نه، نه. من ماندم آن جا. چون مسئول آموزش بودم و تفکیک وظیفه خیلی نقشی نداشت و چون من می خواستم برای ادامه تحصیل بروم، خیلی به این موضوع ورود نکردند. وقتی سال 69 من آمدم کنار، بحث های تفکیک وظیفه اولیه مطرح بود که به موجب آن جهاد سازندگی شد مسئول دام و شیلات و منابع طبیعی. من دیگر رفتم. سال 70 رفتم انگلستان، وقتی برگشتم بر اساس تخصصم آمدم این جا.

 

 

 

اخذ سند ملکیت باغ کشاورزی به نام مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور

عبداللهی: این جا هم باز همان سربزرگی های ما ادامه داشت. بخش سن را ایجاد کردم. بخش تحقیقات سن را ایجاد کردم. بعد یک مدتی هم شدم رئیس مؤسسه و بعد از رئیس مؤسسه ای هم دیدم که چالش ها زیاد است، آمدیم مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی را این جا مطرح کردیم. سند این جا را به نام مؤسسه گرفتیم.

نوروزی: سند این جا به نام کیست؟

عبداللهی: به نام مؤسسه گیاهپزشکی. مؤسسه گیاهپزشکی سی هکتار زمین داشت. این مجسمه مرحوم شریف[4] که آن جا می بینید را به خاطر خدمات ایشان ما زدیم و خیلی هم اذیت شدیم. ایشان سی هکتار زمین می گیرد. یک پنج هکتاری آن طرف است که دفتر مدیریت است. یک پانزده هکتاری این طرف است و یک ده هکتار هم آن بالا داشتیم که مقداریش رفته. ساختمان سازی و تعاونی و این ها. الآن هم یک مقداریش است. در آن قسمت بالایی خانه های سازمانی و بخش تحقیقات بیولوژیک قرار دارد. در چالش با آستان قدس توانستیم این جا را مستند کنیم. سازمان حفظ نباتات سال 46 می آید این جا. مستأجر این جا بوده. بعد هم سازمان تحقیقات سال های 56 و 57 به اصطلاح شکل می گیرد و می آید این جا و آن ساختمان را می گیرد. منتهی تا من بودم خیلی مسئله ای نداشتیم. ما این جا طوری عمل می کردیم که مدیریت و متولی گری مؤسسه برقرار بود. خیلی مشکل ایجاد نکردیم.

به کارگیری جوانان و ایجاد و توسعه شرکت تعاونی مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی

عبداللهی: بعد هم یکی از کارهایی که انجام دادیم بحث های جوان گرایی بود. تقریبا زمان من بود که این نسل جدید آمدند و من به کار گرفتم و به شان پست دادم و میدان دادم که خوش بختانه الآن پایه بخش های تحقیقاتی همان جوان هایی هستند که ما به شان میدان دادیم. یکی دیگر از کارهایی که انجام دادیم بحث توسعه تعاونی بود. این تعاونی را من به این شکل گسترده کردم که الآن هم یک درآمدزایی دارد و هم واقعا باعث افتخار است.

تحویل مسئولیت مرکز به دکتر علی اصغری

نوروزی: وقتی برای ادامه تحصیل رفتید انگلستان، به جای شما کی آمد مرکز امام؟

عبداللهی: آقای اصغری. آقای دکتر علی اصغری از بچه های دانشکده فنی بود. اتفاقا من رفتم جای ایشان در همان شهر ایشان و مرکز ایشان و آقای اصغری آمد جای من. من وقتی برگشتم هم آقای اصغری رئیس مرکز بود.

نوروزی: منظورتان از این که رفتید مرکز ایشان چیست؟

عبداللهی: ایشان یک مرکز اسلامی درست کرده بود در شهر کاردیف انگلستان. من رفتم آن جا. مسئولیتش با ما بود. یعنی وقتی من رفتم کاردیف ایشان خیلی محبت کرد و مسئولیت کارهای فرهنگی آن جا را به من سپرد.

مسئولیت دانشجویان کشاورزی در انگلستان و ایرلند

نوروزی: پس تحصیلات دکتری شما در کاردیف بود، نه ردینگ.

عبداللهی: نه نه. من ردینگ نبودم. ولی آن جا هم باز مسئول علمی دانشجویان بخش کشاورزی بودم در انگلستان و ایرلند. دو تا هم سمینار گذاشتیم با حکم مسئول دانشجویی سفارت. من مسئول علمی دانشجویان بودم و از نیوکاسل آقای خلقانی بود و آقای بخشنده که الآن معاون برنامه ریزی وزیر است. ردینگ خیلی دانشجو داشتیم. از ناتینگهام داشتیم، از لیورپول داشتیم، از ایرلند داشتیم که این ها را ما از نظر پایان نامه و یک سری روند علمی کمک می کردیم. در حقیقت من مسئول دانشجویان بخش کشاورزی بودم.

نوروزی: پس آقای دکتر اصغری از انگلستان آمدند و  مسئولیت مرکز امام را گرفتند.

عبداللهی: بله ایشان انگلستان بودند. ردینگ بودند. فارغ التحصیل شدند رشته راه و ساختمان، آمدند و من داشتم می رفتم، حکم ایشان را زدند و من رفتم.

نوروزی: ایشان الآن کجا هستند؟

عبداللهی: یک دانشگاه غیر انتفاعی دارند.

نوروزی: پس جذب بدنه وزارت جهاد کشاورزی نشدند.

عبداللهی: نه خیر اصلا ایشان جذب بدنه نشدند. چون مثل من وزارت خانه ای نبودند. بالاخره ایشان آمدند. نیروی خیلی معتقد و مقیدی بودند. مرکز آموزش یود و بعد هم رفت.

نوروزی: شاید یک دلیلش هم رشته تحصیلی شان بود.

عبداللهی: به هر حال بله دیگر. ولی خب ما نه، ما وزارت جهادی بودیم. وقتی هم آمدم این طرف وزارت کشاورزی ای بودیم. من به عنوان هیأت علمی سازمان تحقیقات بازنشست شدم.

لزوم سوق یافتن آموزش در وزارت جهاد کشاورزی به سمت آموزش روستائیان

نوروزی: لطفا اگر صحبت جاافتاده ای در مورد مرکز امام دارید، بفرمائید.

عبداللهی: مرکز امام در یک مقطعی رسالتش را انجام داد. و الآن که دیگر با آموزشکده کشاورزی ادغام شده است به عقیده بنده دیگر سلب هویت شده است. یعنی الآن شما محبت کردید و عنوان را نگه داشتید. برای این که الآن با توجه به وضعیت نیروی کار و این همه فارغ التحصیل ما باید یک بازبینی بکنیم راجع به نقش آموزش در وزارت جهاد کشاورزی. ببینید یک زمانی بود که وزارت کشاورزی زوم کرد روی آموزشکده های کشاورزی. زمانی که آقای طهماسبی مسئول آموزش بودند، زمانی آقای آهون منش معاون آموزش و تحقیقات بودند و ما چندین آموزشکده در سطح کشور داشتیم. یعنی به عقیده بنده الآن آموزش در وزارت جهاد کشاورزی در قالب آموزشکده باید شکل نوین بگیرد. دیگر این که شما روستازاده را بگیرد و فوق دیپلم بهش بدهید و این ها با توجه به این که امسال کنکور در کشور یِر به یِر می شود، جواب نمی دهد. خب این پیام است دیگر.  و جوابگو نیست. باید بله مرکز امام در آن مقطع لازم بود. واقعا لازم بود چون من خودم درگیر بودم که شما نیروهای جهاد را بیاورید و کارشناس بکنید و برگردانید و در کادر عمل کنند. الآن دیگر آن مشکل نیست. الان آن قدر نیروی مازاد است که شما اگر نیاز داشته باشید می توانید از آن ها به عنوان کادر بگیرید و استفاده کنید. آن موقع این مسائل نبود. نیاز زیاد بود، جهاد در عرصه گسترش پیدا کرده بود با نیروهای کم سواد، دیپلم. آن نقشش و رسالتش را انجام داد. کاری بود بسیار مقدس. الآن دیگر نیاز نیست. الآن ما باید این ها را یک بازبینی بکنیم، در تعامل با وزارت علوم به یک تعریف جدید برسیم. یعنی به عقیده بنده آموزش در وزارت جهاد کشاورزی به خصوص باید برود به سمت آموزش روستایی. یعنی ما هنوز هم بر اساس همان حرف هایی که من سال 60 می زدم و می گفتم مشکل بخش کشاورزی، ترویج است، هنوز هم مشکل ترویج است. مشکل ترویج به مفهوم انتقال یافته ها. یعنی ما هنوز هم با بیسوادی و کم سوادی تولید کننده روبه رو هستیم. یعنی اگر قرار است که در کشاورزی تحولی ایجاد بشود، غیر از بحث سرمایه گذاری در بخش و رفع معظلات که دیگر مشخص است، چون حداقل من خودم دو دوره دو تا برنامه برای وزارت نوشتم و دادم و آن جا کاملا مشخص است. بحث هایی مثل زمین و سرمایه گذاری و واسطه گری و بازار و اقتصاد مطرح هستند. ولی در کنار این ها آن که پررنگ است، این است که منهای یک قشر خیلی اندک تولیدکننده شما هنوز سواد کافی را ندارد.

مثالی از به کارگیری ترویج کشاورزی و نتایج آن

عبداللهی: من یک مثال بزنم. سال گذشته آقای مهاجر که مجری طرح کلزاست به من یک طرحی را پیشنهاد کرد: انتقال دانش فنی. ما چند تا مهندس گرفتیم و فقط یک سری یافته های مشخصی را از بسترسازی و نقش آب و مبارزه با آفات و بیماری ها و داشت و برداشت را ما منتقل کردیم به زراع. یعنی در کنار زارع، همان بحث ترویجی این کار انجام شد و ما میانگین افزایش تولید 800 کیلوگرم تا یک تن را در هر هکتار داشتیم. صرفا با نقش انتقال یافته ها. با نقش این که این آقای مهندس این مطالبی را که بلد است را چه جور منتقل کند در کنار زراع. این نشان می دهد که ما اگر قرار است که میانگین تولیدمان برود بالا، منهای آن بحث هایی که کلان کشاورزی است باید دانش فنی کشاورز برود بالا. و آن طرح آقای مهاجر اگر دو سال دیگر انجام می شد و تمدید می شد، ما در کلزا تحول داشتیم. ما مسئله مان این است که زارع لرستانی کلزا را نمی شناسد، حالا می خواهیم آن جا کلزا را توسعه بدهیم. ما مشکل مان این است که زارع همدانی کمترین آشنایی را با کلزا دارد. مسائل گندم دیگر کاشت و داشت و برداشت نیست، چون یک سری مسائل دیگر الآن مطرح است. باید آن مسائل را مروج بداند و بعد بتواند منتقل کند.

دو کار ماندگار و افتخارآمیز

عبداللهی: من جزء افتخاراتم برای آخرت دو تا بحث است: یکی کارم در مرکز آموزش و یکی هم کارم در مؤسسه گیاهپزشکی. هم کار دلی بود، هم کار ارزشی بود. یعنی با برنامه حرف داشتم برای گفتن. کارهای دیگر در کنار این دو کار بود. 

تاریخ و محل مصاحبه: 12 تیر 1398- تهران- رستوران بلوط، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی

[1] Pest

[2]  ساختمان دکتر حسابی در تقاطع خیابان های آزادی و توحید.

[3]  واقع در خیابان شهید فلاحی، منشعب از خیابان ولی عصر قبل از میدان تجریش.

[4] سردیس نصب شده در ابتدای ورود به باغ کشاورزی

غلام عباس عبدالهی

عضو هیئت علمی مرکز

در سال‌های 1369-1366 

اطلاعات بیشتر

عباس نوروزی

عضو هیئت علمی مرکز

  - کارشناس ترویج و آموزش کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال 1370 .

  - کارشناس ارشد ترویج و آموزش کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران ...

اطلاعات بیشتر

کلیدواژه‌ها: مرکز آموزش عالی امام خمینی مرکز آموزش کشاورزی آموزش کشاورزی تاریخ مرکز آموزش کشاورزی آموزشکده کشاورزی کرج آموزشکده کشاورزی غلام عباس عبداللهی عباس نوروزی

آخرین ویرایش ۰۴ اسفند ۱۴۰۴