تاریخ شفاهی مرکز آموزش عالی امام خمینی و آموزشکده کشاورزی کرج
مصاحبه با دکتر جواد قریشی ابهری درباره مرکز آموزش عالی امام خمینی
مصاحبه دکتر جواد قریشی ابهری، رئیس مرکز آموزش عالی امام خمینی
معرفی سوابق شغلی و تحصیلی
نوروزی: ضمن تشکر از آقای دکتر قریشی می خواستم به عنوان اولین سئوال خواهش کنم که خودتان را معرفی کنید.
قریشی ابهری: بسم ا... الرحمن الرحیم. با تشکر از آقای دکتر نوروزی که این فرصت را فراهم کردند تا من یک فلش بکی به گذشته بزنم. هرچند زمان زیادی گذشته ولی خاطرات و تلاش های آن روزها هیچ موقع فراموش نمی شود. به نظرم می رسد که در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که یک رسمی شکل گرفت که رئیس مراکز آموزشی توسط اعضاء هیأت علمی انتخاب بشوند. آن موقع مسئولیت بنده روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی بود. از روابط عمومی تقریبا آمده بودم بیرون برای تمام کردن یا دفاع از رساله دکترای خودم. یک فرصتی پیش آمده بود و من هم عضو مرکز آموزش امام خمینی جهاد بودم.
نوروزی: یعنی عضو هیأت علمی آموزشی بودید.
قریشی ابهری: بله. هیأت علمی آموزشی از اول از شیراز بودم، آن جا هیأت علمی آموزشی شدم و بعد منتقل شدم به تهران به عنوان مدیر کل روابط عمومی. بعد آن جا که بودم با مرکز آموزش هم همکاری داشتم در بحث تدریس. نیمه وقت دانشگاه آزاد هم آن موقع بودم. ولی بعد به خاطر تمام وقتی که در هیأت علمی مراکز آموزشی جهاد انجام شد از آن جا استعفا دادم به خاطر این که آن قوانین و ضوابط را رعایت بکنیم.
ادغام دو مجموعه و انتقال به کرج
قریشی ابهری: آن زمان یک انتخاباتی انجام شد، دوستان کاندیدا شدند و یکی از کاندیداها هم بنده بودم. بالاخره اعتماد عمومی به این شکل گرفت که مسئولیت مرکز آموزش امام که در آن موقع کلید مراحل اولیه ادغام مرکز آموزش امام با آموزشکده کشاورزی کرج یا ماهدشت داشت زده می شد، ولی هیچ عملیاتی هنوز شکل نگرفته بود، به بنده واگذار شود. فقط بحث حرف هایش بود که این ادغام چه جوری انجام بشود. به دلیل این که مرکز آموزش امام جهاد و آموزشکده وزارت کشاورزی آن زمان تقریبا یک ساختار مشابه هم داشتند، فعالیت مشابه هم را هم انجام می دادند، به خاطر این که دو وزارت خانه در هم ادغام شده بود و وزارت جهاد کشاورزی شکل گرفته بود، قاعدتا باید این دو مجموعه آموزشی هم در هم به نحوی ادغام می شدند یا به عبارتی تجمیع می شدند. یعنی عملا وقتی که به عنوان رئیس مرکز آموزش این دو مجموعه آن جا رأی آوردم، بنا شد که این بحث ادغام یا تجمیع را هم به نحوی مدیریت بکنیم و خدمت دوستان هم مجموعه کشاورزی و هم مجموعه جهاد آن زمان باشیم.
نوروزی: در زمانی که جناب عالی مسئولیت مرکز امام را با انتخابات گرفتید، هنوز مجموعه امام خمینی وزارت جهاد سازندگی سابق در تهران بود؟
قریشی ابهری: بله در تهران بود. انتخابات هم در تهران انجام شد. آن موقع مرکز آموزش امام خمینی اعضاء هیأت علمی زیادی داشت. در آموزشکده کشاورزی اعضاء هیأت علمی خیلی کم بودند. خیلی خیلی کم بودند و از دوستان آموزشکده کشاورزی هم آمدند به همان جلسه ای که در تهران برگزار شد و در انتخابات آن ها شرکت داشتند. من یادم است که آقای دکتر یونسی و برخی از دوستان در جلسه حضور داشتند. بر اساس آن رأی گیری که انجام شد قرعه فال به نام ما افتاد که بیاییم این کار سخت را که هماهنگ کردن دو مجموعه با هم دیگر و انتقالش به کرج بود را به نحوی انجام دهیم. این کار با توجه به ظرفیت های فوق العاده فراوانی که در کرج بود و از طرف دیگر مجموعه ما هم یک مجموعه استیجاری بود، منتهی موقعیت مناسبی برای فعالیت های آموزشی داشت چون مقابل دانشگاه تهران بود، ولی در عین حال چون در حوزه کشاورزی وارد شده بودیم فاقد هر گونه امکانات آموزشی کشاورزی مثل مزرعه بود در صورتی که آموزشکده کشاورزی ظرفیت فوق العاده فراوانی از این لحاظ داشت، صورت گرفت. حکم هم انصافا داده می شد به این که ما به نحوی مرکز امام را منتقل بکنیم به کرج.
نوروزی: خاطرتان می آید که چه سالی بود؟
قریشی ابهری: سال 82 بود.
نوروزی: رئیس قبلی چه کسی بود؟
قریشی ابهری: رئیس قبلی آن جا آقای دکتر نوتاش بود که ایشان یک روز یا دو روز در کرج بودند و دو روز یا سه روز در تهران بودند.
نوروزی: یعنی انتقال مرکز امام از مقابل دانشگاه تهران به کرج در دوره تصدی جناب عالی اتفاق افتاد؟
قریشی ابهری: ایده انتقال به کرج در دوره آقای نوتاش شکل گرفته بود که این جابه جایی انجام بشود. ولی کماکان دو جا فعال بود. هم مرکز تهران فعال بود، هم مرکز کرج فعال بود و تا حتی یک سال بعد از آمدن من مرکز تهران به نحوی فعال بود و ما بایستی اجاره ها را پرداخت می کردیم. هیچ گروهی هم از تهران به کرج منتقل نشده بود. منتهی آقای دکتر یونسی که به عنوان معاون اداری- مالی بود، هفته ای یک روز می آمد آن جا در تهران و آقای نوتاش هم هفته ای یک روز یا دو روز تشریف می بردند به کرج. وقتی من آمدم گفتم بحث را یک مقداری عملیاتی بکنیم. یعنی تا زمان من هیچ کارمندی منتقل نشده بود، هیچ اداره و هیأت علمی منتقل نشده بود. علت این بود که کاری تعریف نشده بود و یا مرکز فعالیتی که نیرو در آن مستقر بشود، تعریف نشده بود. منتهی عمده ایده پردازی ها انجام شده بود. مخالفت ها برای انتقال خیلی زیاد بود در زمان آقای نوتاش و عملا کارمندها جلسه می گذاشتند و مخالفت می کردند. اعضاء هیأت علمی جلسه می گذاشتند و مخالفت می کردند. من که آمدم بخشی از این راه را آقای نوتاش رفته بود. ما هم آمدیم و گفتیم که راهی که وزارت خانه تعیین کرده باید طی شود. یعنی می خواهم بگویم این نیست که کاری نشده باشد. کار از نظر مبانی نظری شکل گرفته بود، منتهی از نظر اجرایی و عملیاتی موانعی داشت که نمی گذاشت این کار راحت انجام بشود. مراحل انتقال ما یک سال و نیم طول کشید. برخی از اعضاء هیأت علمی ما بودند که در مسیر انتقال به کرج تا روز آخر مخالفت می کردند. شرایط طوری بود که ما وسایل را به نحوی منتقل کردیم و طرف آمد دید که در یک فضایی قرار گرفته که ناچار باید همکاری بکند. یعنی شرایط، شرایط راحتی نبود. منتهی می خواهم بگویم که ساماندهی نو و جدید در زمان مدیریت بنده شکل گرفت. سوابقش هم موجود است. از افرادی که آن موقع بودند آقای دکتر یونسی در جریان کار هستند. انتقال آزمایشگاه ها آن موقع انجام شد، چون که مکان یابی این آزمایشگاه ها باید آن موقع در کرج انجام می شد. یعنی ساختار آماده می شد و بعد منتقل می شد. یا در بحث کارمندی من دو سه جلسه با وزارت خانه داشتم که همکارانی که نمی توانستند به کرج منتقل بشوند بایستی در وزارت خانه برای شان مکان استقرار پیدا می کردیم. کارمند در آن جا می رفت، مستقر می شد. یا بخشی از نیروهای مورد نیازمان را از معاونت آموزش و تجهیز نیروی انسانی که آن موقع در کرج بود، تأمین کردیم. بخشی دیگری از نیروها را از مراکز تحقیقاتی جهاد که در کرج بود، تأمین کردیم. استقرار تمام وقت من هم عملا آمد به کرج. یعنی این که دو روز کجا باشیم و سه روز کجا باشیم، دیگر جواب نمی داد. یا ایجاد یک نظام مدیریتی برای اعضاء هیأت علمی.
ساماندهی مرکز در قالب گروه های جدید
نوروزی: به این ترتیب، انتقال مرکز به کرج در دوره آقای نوتاش انجام نشده بود.
قریشی ابهری: نه خیر، انجام نشده بود. منتهی زمانی که من آمدم یک چند مدتی بعد دیدم که باید تمام وقت در کرج مستقر بشوم. به همین دلیل پایگاه استقرارم را کلا در کرج انتخاب کردم و عملا آن گروه هاییمدمآ
را که امکان ادغام شدن شان بود در هم ادغام کردیم و شش گروه آموزشی را آن موقع تعریف کردیم. به نظرم گروه های آموزشی این ها بودند: گروه منابع طبیعی، گروه ماشین الات کشاورزی، گروه مدیریت، گروه زراعت و حفظ نباتات، گروه گیاه پزشکی، گروه خاک شناسی. فکر می کنم گروه خاک شناسی رفتند جزء گروه ماشین آلات. علت این بود که یک سری گروه آموزشی داشتیم که در حوزه سازه و راه بود که این گروه ها با توجه به این که فعالیت های این گروه ها از جهاد منتقل شده بود، باید این گروه ها جمع و جور می شد. به همین موآ
دلیل این گروه ها را هم به نحوی در گروه آب و خاک و ماشین آلات ادغام کردیم. الآن خاطرم می آید که آب و خاک خودش یک گروه بود. بعد برای هر یک از گروه ها مدیر انتخاب کردم و عملا فعالیت های گروه ها به نحوی راه افتاد و وظیفه ما این شد که بیاییم از چند منظر یک ساماندهی جدید در مجموعه مرکز آموزش امامی که منتقل شده بود به کرج را انجام بدهیم. یکی این بود که بخشی از نیروها واقعا امکان آمدن به کرج را نداشتند. این نیروها را بایستی در تهران به نحوی وصل می کردیم به مجموعه وزارت خانه و به جای آن ها نیروهایی که در کرج بودند را جمع و جور می کردیم و عملا یک ساماندهی نیروی انسانی هیأت علمی و غیر هیأت علمی انجام می دادیم که واقعا انرژی زیادی برد. مخصوصا این که برای بعضی از اعضاء هیأت علمی آمدن به کرج سخت بود، یک عده ای هم که واقعا ایثار کردند. همین طور همکاران غیر هیأت علمی که برای آن ها آمدن و رفتن به کرج سخت بود. این ها هم کل زندگی شان را به کرج منتقل کردند. آن موقع هم آمدن و رفتن به کرج مثل امروز که مترو است و شرایط فراهم است، نه، آن قدر فراهم نبود. حتی بعضی مواقع که شما تا ماهدشت می آمدید تا به مرکز آموزش برسید، آن جا یک وسیله که شما را تا مرکز آموزش برساند نبود. در حالی که الآن امکانات خیلی فراهم شده است و شرایط کلا عوض شده است. ما ساماندهی نیروی انسانی را داشتیم.
بازسازی مرکز آموزش عالی امام خمینی
بعد ساماندهی مرکز استقرار را داشتیم که ناچار بودیم یک مقدار ساخت و ساز جدید یا بازسازی جدید در آموزشکده کشاورزی انجام بدهیم. چون مدت ها بود که آموزشکده تقریبا راکد افتاده بود و حالا ظرفیت جدیدی که قرار بود در آن جا فراهم بشود، به همین دلیل مجبور بودیم که محل استقرار جدید مرکز امام را بازسازی و بهسازی کنیم.
توسعه کمی و کیفی رشته های آموزشی
در کنار بازسازی و انتقال نیرو که آن جا انجام دادیم یک بازنگری در رشته های آموزشی و ظرفیت های جدیدی که داشت شکل می گرفت لازم بود. آن موقع مجموعه علمی- کاربردی تازه داشت رونق پیدا می کرد و ما در کنار دوره هایی که از وزارت علوم داشتیم، دوره های علمی- کاربردی هم یک ظرفیت جدیدی به ما داد. یک زمانی تعداد دانشجوی ورودی آموزشکده کشاورزی 300 نفر بود و جهاد هنوز دانشجوی رسمی نداشت و بیشتر در دوره های کوتاه مدت کار می کرد و بعد رها می شد. با توسعه آموزش های علمی- کاربردی و ایجاد رشته های علمی- کاربردی، ما عملا یک سری دوره ها را با مؤسسه علمی- کاربردی هماهنگ کردیم و به عنوان پایلوت به مرکز آموزش دادند و اگر درست گفته باشم ما نزدیک به سی و خرده ای رشته آموزشی را آن جا فعال کردیم در حوزه های مختلف اعم از آب و خاک، گیاه پزشکی، مدیریت و توسعه کشاورزی، ماشین آلات کشاورزی، منابع طبیعی و عملا مجموعه رفت به سمت یک توسعه کمی و هم توسعه کیفی. یعنی شرایط طوری شد که خیلی از ورودی های ما می توانستند در مقطع کارشناسی قبول بشوند در دانشگاه های دولتی، یا کارشناسی های ما در کارشناسی ارشد قبول بشوند که این عملا یک ظرفیت علمی خوبی را در مرکز فراهم کرد و ما چند دوره به عنوان مرکز آموزش نمونه در سطح وزارت خانه مطرح بودیم و عملا هم با سایر مراکز آموزشی قابل مقایسه نبودیم، به علت تعداد هیأت علمی هایی که داشتیم، تعداد دانشجویانی که داشتیم، و فرصت ها و ظرفیت هایی که داشتیم و از همه مهم تر یک ظرفیت خیلی عالی آموزشکده کشاورزی داشت و آن هم هیأت امناء بود که در سطح وزارت خانه چیده می شد، هر چند که ما نتوانستیم آن هیأت امناء را فعال بکنیم و به نحوی آن هیأت امناء شد هیأت امناء مؤسسه علمی- کاربردی وزارت جهاد کشاورزی، ولی عملا فرصت هایی را برای ما فراهم می کرد که ارتباط مان را با وزارت خانه، ارتباط مان را با سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به نحوی بتوانیم توسعه بدهیم و فعال بکنیم. همکاری خوبی آن موقع سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی با ما در سازماندهی داشت و همین طور وزارت علوم عملا همکاری خوبی با ما داشت در دادن برخی دوره های کارشناسی به ما. مخصوصا کارشناسی آب، کارشناسی ماشین آلات کشاورزی. حتی ما در علمی- کاربردی به مرحله ای رسیدیم که رفتیم دنبال کارشناسی ارشد و ظرفیت را برای کارشناسی ارشد گیاهان دارویی فراهم کردیم. برای مدیریت فراهم کردیم. ولی عملا شرایطی پیش آمد که وزارت علوم مخالفت کرد و امکان دادن کد فراهم نبود و علمی- کاربردی فاقد کارشناسی ارشد شد. یعنی عملا این ظرفیت را برای علمی- کاربردی فراهم نکرد. زمانی که من آن جا مسئولیت داشتم تقریبا می شود گفت که هم توسعه کمی و هم توسعه کیفی، هم بازسازی مزارع آموزشی انجام شد.
بازسازی مزارع و آزمایشگاه های مرکز
قریشی ابهری: مزارع آموزشی آموزشکده تقریبا راکد افتاده بود که ما آن ها را مجددا فعال کردیم و با نیروهای جوان دانشجویی عملا تحرکی را در مزارع ایجاد کردیم. مزارع فرسوده مثل تاکستان و باغ را از ریشه درآوردیم و مجددا بازسازی کردیم. یک بازسازی جدی با کمک برخی از همکاران که از دانشگاه آمده بودند مثل آقای میرجلیلی که از دانشجوهای خود ما بود و تقریبا زمان من آمد و بخشی از مزارع آموزشی ما را بر عهده گرفت هم برای تولید محصول کشاورزی و هم برای کمک به بحث های آموزشی. یعنی عملا همه رشته های آموزشی ما نیاز به ورود به عرصه مزرعه داشتند که این ظرفیت را آقای میرجلیلی و بخشی از مجموعه مدیریت مزرعه ما ایجاد کردند. قبلا آزمایشگاه های راکدی بود در آموزشکده. اگر درست در ذهنم مانده باشد ما نزدیک به بیست و خرده ای آزمایشگاه را در مرکز فعال کردیم. اعم از هرباریوم که واقعا قوی و پرتوان بود، آزمایشگاه های حشره شناسی، آزمایشگاه های مختلف فیزیک، آزمایشگاه های مختلف ماشین آلات کشاورزی، آزمایشگاه های مختلف هیدرولیک آبیاری، آزمایشگاه های گیاهان دارویی برای بحث اسانس گیری و تقطیر. چون مرکز ما مرکز فوق العاده فعالی در حوزه گیاهان دارویی در سطح کشور بود. همچنین، آزمایشگاه هایی را ما در تهران داشتیم که به کرج منتقل کردیم و آن هایی را هم که در تهران نداشتیم و در کرج بود، آن ها را فعال کردیم. به این ترتیب، یک نفس جدیدی به عملیاتی کردن دوره های آموزشی ما یعنی آموزش های تئوری در کنار آموزش های عملی با توجه به مزرعه ای که در اختیار داشتیم، تزریق شد. قدم های خوب و واقعا خیلی مؤثری برداشته شد. بعد قرار شد که بنده دیگر مسئولیت مرکز آموزش را واگذار کنم به معاون خودم که آن موقع آقای مخبر معاون من بود و خودم شدم معاون آموزش و ترویج سازمان تات و در خدمت دوستان این جا قرار گرفتیم. در این جا هم هر کمکی از دستمان برمی آمد به آن مجموعه کردیم.
ظرفیت های جدید دانشجوی سراسری و علمی- کاربردی
نوروزی: برای گرفتن دانشجو چه کارهایی انجام دادید؟
قریشی ابهری: برای این کار من رفتم وزارت علوم، رفیق شدم با آن ها و دوره های کاردانی و کارشناسی را افزایش دادم. در بحث ساماندهی آموزشی دو کار ما باید انجام می دادیم. از دو جا ما آن موقع می توانستیم دانشجو بگیریم. یکی وزارت علوم بود که از طریق کنکور سراسری دانشجو می گرفتیم. ما رفتیم با هماهنگی که با وزارت علوم انجام دادیم و بازدیدهایی که آن ها انجام دادند عملا ظرفیت دانشجویی ما را بیشتر کردند. یعنی از 25 نفر ما رساندیم به 50 نفر و برخی از رشته های ما را ارتقاء دادند از کاردانی به کارشناسی. یعنی مثلا در حوزه آب، در حوزه ماشین آلات، در حوزه گیاهان دارویی که البته همه حوزه ها خاطرم نیست، ما کاردانی را کارشناسی کردیم. به این ترتیب، یک ظرفیت دانشجویی خوبی برای ما ایجاد شد و عملا هم یک فرصت های ایجاد درآمد برای مجموعه ما فراهم کرد. چون وزارت علوم به یک سری از این دانشجوها پرداخت هزینه ها را اجباری کرده بود که برای ما فرصت بود. ظرفیت دوم، مؤسسه علمی- کاربردی شکل گرفت و عملا شکوفایی رشته های آموزشی علمی- کاربردی بود که این هم زمان بود با مدیریت بنده. با ارتباطی که با مؤسسه علمی- کاربردی داشتیم و خیلی از آن ها مدرس مرکز ما بودند و به مرکز ما رفت و آمد می کردند، همین باعث شد که رشته های جدیدی را در حوزه های مختلف کشاورزی تعریف بکنیم، بازتعریف بکنیم، دانشجوی جدید برایش بگیریم. یعنی خیلی از بیست تا بیست و پنج تا رشته های ما عملا آمد به سمت آموزش های علمی- کاربردی. سوابقش هم الآن موجود است که در چه تاریخی این ها آمدند.
صدور گواهی نامه توسط مرکز امام
قریشی ابهری: چون که ما برای همه این دانشجوها گواهی نامه صادر می کردیم. یک زمانی صدور گواهی نامه می رفت به همین مؤسسه علمی- کاربردی. بعد اگر درست خاطرم مانده باشد، مجوز صدور گواهی نامه را به خود ما دادند در مجموعه مرکز آموزش امام خمینی وزارت جهاد کشاورزی. من روی عناوین تأکید دارم، مرکز آموزش امام وزارت جهاد کشاورزی. یعنی ادغام انجام شد، یا به عبارتی در برخی حوزه ها تجمیع انجام شد.
تنوع دوره های آموزشی مرکز
قریشی ابهری: یک گروه دانشجوی جدید هم از آن طرف گرفتیم. در رشته های علمی- کاربردی دوره های پودمانی تعریف شد. ما یک سری از دانشجوهای جدیدی که گرفتیم در دوره های پودمانی بود. رشته هایی مثل کسب و کار، بازاریابی، و حسابداری. یعنی عملا سه تیپ دانشجو ما آن جا داشتیم. یا به عبارتی چهار گروه آموزشی آن جا داشتیم. یک گروه آموزشی بهره برداران ما بود که در آن جا فعال بود و عملا این خدمات را ما آن موقع هم به بخش و مجموعه های حوزه های کشاورزی می دادیم. دوره های آموزشی کارکنان بود که فعال بود. ما حتی دوره های آموزشی کارکنان فرا ملی هم برگزار کردیم. چند دوره آموزشی برای جایکا برگزار کردیم در همان مرکز آموزش. دوره های وزارت علوم بود. دوره های رسمی علمی- کاربردی و دوره های پودمانی علمی- کاربردی. یعنی عملا ما پنج گروه آموزشی را ما آن جا فعال کردیم. برای این آموزش ها فضا تهیه شد، مدرس آماده شد. آن جا یک ظرفیت خوبی از قبل داشت و آن این بود که اعضاء هیأت علمی تعریف شده داشت و این اعضاء هیأت علمی تعریف شده و امکاناتی که وجود داشت، شرایط را فراهم می کرد که ما این دوره ها را رونق بدهیم.
مساعدت های سازمان تحقیقات و آموزش و وزارت جهاد کشاورزی
قریشی ابهری: از طرف دیگر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی هم کمک خوبی به ما می کرد. یعنی ما از نظر تأمین منابع برای بهسازی و بازسازی واقعا موفق بودیم. آن موقع آقای دکتر مطلبی معاون برنامه ریزی بودند. دو سه بازدید داشتند و کمک کردند. از وزارت خانه آقای شافعی نیا دو سه نوبت آمدند آن جا، بازدید داشتند و کمک کردند. یادم است آقای محبوبی نژاد آمدند آن جا. سالن های ورزشی مرکز را با کمک همین ها بازسازی کردیم. دو تا سالن ورزشی را ما کلا بازسازی کردیم. کف را کلا جمع کردیم و بازسازی کردیم. عملا یک نفسی جدیدی در حوزه های مختلف ایجاد شد. خود داتشجوها هم شدت دادند به این کارها. وقتی دانشجو آمد، نظارت بر کار دانشجو شکل می گیرد. اگر ما دیر بجنبیم، اخراج دانشجو را داریم یا فرصت ها را از دست می دادیم. سوابق هم همه موجود است.
اهتمام به مستند سازی فعالیت ها
قریشی ابهری: ما یک کاری که انجام دادیم این بود که هر آزمایشگاهی را که تجهیز کردیم، قبلش یک فیلم داریم و بعدش هم یک فیلم. یعنی مسئول فیلم برداری مرکز، آقای بخشی را موظف کردیم که قبل از تجهیز هر آزمایشگاه یک فیلم تهیه کند که وضع آزمایشگاه چه بوده است و بعدش هم یک فیلم تهیه کند که آزمایشگاه به چه وضعی درآمده است. یا مثلا به آقای بخشی گفته بودم که از مراحل مختلف بازسازی سالن ورزشی عکس تهیه کند. یا مثلا تجهیز آزمایشگاه های ماشین الات مستند شده است. سوابق آن جا دقیقا موجود است.
انتقال فضاهای خوابگاهی و آموزشی مستقر در تهران به کرج
قریشی ابهری: ما یک سری خوابگاه هایی هم آن موقع داشتیم که در ترمینال جنوب تهران بود. این ها را هم ما باید به نحوی منتقل می کردیم. چون آمد و رفت دانشجو از خوابگاهش در تهران به کرج خیلی سخت بود. در این مورد هم فضا را آماده کردیم و این ها را منتقل کردیم. یک سری مکان های آموزشی ما داشتیم در تهران رو به روی هتل المپیک.
نوروزی: استادیوم آزادی.
قریشی ابهری: استادیوم آزادی که بعد از ما گرفتند. ما یک سری دوره های ماشین آلات مان را آن جا برگزار می کردیم یا ماشین الات برش خورده مان آن جا مستقر بود. برخی از کلاس هایمان را آن جا مستقر می کردیم. در زمان من این ها را هم در مراحلی منتقل کردیم به محل جدید مرکز در کرج. یعنی عملا بیشتر تجمیع و انتقال مرکز در دوره مدیریتی که من داشتم، انجام شد. اگر درست گفته باشم من سه سال یا چهار سال در مرکز مسئولیت داشتم از سال 81 یا 82.
واگذاری مجموعه مقابل استادیوم آزادی
نوروزی: مالکیت مجموعه مقابل استادیوم آزادی که به آن اشاره داشتید، متعلق به مرکز امام بود؟
قریشی ابهری: از آن جا مرکز امام بهره برداری می کرد. مالکیتش هنوز برای مرکز امام اثبات نشده بود. پیگیری هایی که ما در زمان آقای دکتر مطلبی کردیم، امکان واگذاری آن به ما فراهم بود، ولی یک مبلغ پولی از ما می خواستند. نمی دانم دوازده میلیارد تومان بود.
نوروزی: یعنی وزارت خانه از شما می خواست؟
قریشی ابهری: نه. زمین شهری، که بیاید کاربری ماده پنج به آن بدهد. ما رفتیم و پیگیری کردیم و در نهایت آن منابع مالی تأمین نشد. ولی عملا چون ما آن جا کلاس و آزمایشگاه و امکانات داشتیم، ما را نمی توانستند بیرون بکنند. یک مدتی همسایه ها می آمدند و یک دخالت هایی می کردند، مثلا دیوارها را جا به جا می کردند و ما هم متقابلا می رفتیم دیوارها را به وضعیت قبلی بر می گرداندیم. به هر حال ما مجموعه را حفظ کردیم تا زمان آقای پرهمت که من آمدم این جا. منتهی این جا با یک توافقی که انجام دادند آن جا را واگذار کردند به دانشگاه شهید بهشتی اگر اشتباه نکنم. بعد به جای آن یک ساختمانی را در خیابان طالقانی تقاطع بهار گرفتند و عملا با هم طاق زدند و ما هم آن موقع مکتوب مخالفت هایمان را اعلام کردیم. همراه با آقای مخبر آمدیم برای گِلِه و دعوا.
نوروزی: یعنی در دوره مدیریتی جناب عالی این توافقی بود که در سطوح بالا برای تهاتر انجام شد و شما در این معامله ذینفع نبودید.
قریشی ابهری: نه، نه، نه. مبادله آن که زمانی بود که آقای مخبر رئیس مرکز آموزش بود. زمان آقای مخبر این اتفاق افتاد. البته من آن موقع معاون آموزش سازمان بودم. هم بنده به عنوان معاون آموزش مخالفت کردم و هم آقای مخبر به عنوان رئیس مرکز. منتهی، دیگر توافقی بود که وزارت خانه انجام داده بود و وزارت خانه هم عملا آمده بود مرکز وزارت خانه را تحویل داده بود به قوه قضائیه، زمان آقای احمدی نژاد. بعد هم استقرار نیروهایش در تهران مشکل داشت، آن ساختمان بهار را گرفتند و معاونت زراعت را آن موقع آن جا مستقر کردند. می گفتند که معاونت زارعت باید برود کرج. در کرج هم امکان استقرار فراهم نبود و به این ترتیب توافقی بود که بین رئیس سازمان تات آن موقع، وزیر و معاونت های اجرایی در سطح وزارت خانه انجام شد و ما هم که متوجه شدیم دیگر کار از کار گذشته بود. همان طور که گفتم ما هم رفتیم، گلایه هایمان را کردیم. مخصوصا یادم می آید که یک جلسه را رفتیم آن جا آقای مخبر خیلی عصبانی شد و به حالت قهر و آشتی و نهار هم نخوردیم. منتهی دیگر کار از دست ما خارج شده بود. واقعا آن جا ظرفیت فوق العاده خوبی بود.
نوروزی: آقای نوتاش بر ظرفیت قابل ملاحظه آن جا تأکید داشت.
قریشی ابهری: آن جا ظرفیت فوق العاده خوبی بود و متأسفانه کاری انجام نشده بود. من رفتم آن جا یک مقداری آزمایشگاه ها را بازسازی کردم. یک چند تا کلاس درآوردم برای برخی از دوره ها که آن جا را از دست ندهیم. منتهی هنوز به اسم ما هم نبود. در زمان جنگ یک سری فرصت ها برای جهاد پیش آمده بود که از یک سری از مکان ها بهره برداری کند. از این فرصت استفاده می کرد که بگوید این جا مال ما است. در صورتی که طبق ماده پنج و این که این ها یک پولی بدهند به زمین شهری و از طریق وزارت مسکن و شهرسازی این منتقل بشود و سند بخورد، نه. سندی نخورده بود.
تلاش برای حفظ مجموعه مقابل استادیوم آزادی
قریشی ابهری:ما با توجه به رفاقتی که دکتر مطلبی با آقای وزیر مسکن و شهرسازی آن زمان، آقای عبدالعلی زاده داشت، در یک جلسه مدارک را برداشتیم و به همراه آقای جلالی[1]، رئیس امور حقوقی مرکز، بردیم پیش آقای عبدالعلی زاده. آقای جلالی در مرکز آموزش سوابق را به صورت کامل دارد. ما رفتیم آن جا و در آن جا به ما گفتند که این واگذار می شود به این شرط که این مقدار پول را شما پرداخت کنید. حالا یادم نیست که یک میلیارد و دویست میلیون تومان بود یا دوازده میلیارد تومان بود. احتمالا یک میلیارد و دویست میلیون تومان بود. ما هم آمدیم هم به مؤسسه علمی- کاربردی و هم به سازمان تات گفتیم که شما با یک میلیارد و دویست میلیون تومان یک گنجینه ای را صاحب می شوید. آن موقع یک میلیارد و دویست میلیون هم پول کمی نبود. آن موقع کل بودجه ها پنجاه شصت میلیون تومان بود. عملا آن یک میلیارد و دویست میلیون تومان فراهم نشد که این ها بتوانند آن کار را محکم بکنند. عملا هم آن موقع تحویل می دادند، سندی در کار نبود، فقط بهره برداری را تحویل می دادند. آن جا هم دانشگاه شهید بهشتی که یک مجموعه آموزشی بود و ظرفیت کار را داشت. آن هایی که مسئولیت این کار را دارند، در نظام راحت به این ها اختیار داده می شود، در حالی که ما به واسطه به آموزش وصل شدیم در وزارت خانه. کار وزارت جهاد کشاورزی آموزش نیست. کار وزارت جهاد کشاورزی بخش کشاورزی است. در عین حال آقای عبدالعلی زاده در آن زمان با ما همکاری کردند و این ظرفیت را برای ما فراهم کردند. آقای کریمی نژاد این کار را پیگیری کرده بود و یک طرح تفصیلی برای این کار تهیه کرده بودند. آن طرح تفصیلی به ما کمک کرد.
جاسازی اعضاء هیأت علمی در پست های جدید
قریشی ابهری: کارهای مدیریتی کاری نیست که بگویید همه اش را من کردم. بلکه این یک جریانی است که از یک جا شروع می شود و ادامه پیدا می کند و همه به نحوی در این جریان شریکند. مثلا همان ظرفیت های هیأت علمی که دیده بودند برای مجموعه آموزش، ما پنجاه پست هیأت علمی داشتیم. این ها کارهایی بود که افراد قبل از ما انجام داده بودند. یعنی آقای بصیری که یک زمانی رئیس مرکز آموزش جهاد بود آمد آن را انجام داده بود. یا زمان آقای نوتاش این ظرفیت حفظ شده بود. یا مثلا ده تا ظرفیت هیأت علمی آموزشکده آن زمان داشت. این ها ظرفیت هایی بود که ما توانستیم راحت تمام اعضاء هیأت علمی مان را در این پست ها جاسازی کنیم با کمک آقای یونسی و آقای میرجلیلی.
تأثیر جریانات برون وزارت خانه ای
قریشی ابهری: اگر گذشتگان کار نکرده بودند دست بنده باز نبود. لذا بنده اعتقادم این است که آن فرصت های قبلی شرایط را فراهم می کند برای شرایط جدید. بعد همه کار هم این نیست که تنها در داخل وزارت خانه تعریف بشود. اولا تصمیمات برون وزارت خانه ای در درون وزارت خانه تأثیر خودش را می گذارد. آن موقع نیت این بود که علمی- کاربردی توسعه پیدا بکند. ما رفتیم سه هزار دانشجوی علمی- کاربردی گرفتیم. الآن نیت این است که علمی- کاربردی را متوقف کنند. نمی شود گفت که مقصر آقای مخبر است یا آن موفقیت، موفقیت بنده بود. نه. بلکه یک جریانی بود که آن موقع ما از فرصت ها استفاده کردیم، الآن فرصت های موجود متأسفانه روز به روز دارد محدودتر می شود. روز به روز ضعیف تر می شود.
معاونین مرکز
نوروزی: بعد از جناب عالی آقای مخبر آمدند؟
قریشی ابهری: آقای مخبر معاون فرهنگی من بودند که بعد از من مسئولیت مرکز را به عهده گرفتند.
نوروزی: تا آن جایی که من مطلع شدم، آقای مخبر از سال 87 مسئولیت مرکز را گرفتند. یعنی شما پنج یا شش سال مسئول مرکز بودید.
قریشی ابهری: بله. دقیقا همین طور است. پیش نویس حکم آقای مخبر را هم که آن موقع آقای خلقانی رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی بودند به پیشنهاد بنده و با هماهنگی با آقای مخبر تهیه شد.
نوروزی: سایر معاونین شما چه کسانی بودند؟
قریشی ابهری: معاون آموزشی من آقای دکتر میرجلیلی بود. معاون فرهنگی که گفتم آقای مخبر بودند. معاون اداری- مالی مرکز دو سه نفر بودند. یک مدتی آقای دکتر یونسی بودند که بعد رفتند به مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی. یک زمانی هم آقای مهندس فروغی معاون اداری- مالی من بودند. معاون پژوهشی یک مدتی آقای مهندس صائبی بودند که با توجه به شرایطی که پیش آمد آقای دکتر حاجی احمدی شدند معاون پژوهشی مرکز. یعنی آن زمانی که مرکز را تحویل می دادم آقای دکتر حاجی احمدی، آقای مهندس فروغی، و آقای دکتر میرجلیلی معاونین مرکز بودند.
ایده تبدیل مرکز به فوکال پوینت آموزش مدیریت کشاورزی در کشور
قریشی ابهری: بنده اعتقادم این بود که ما باید یک فوکال پوینت آموزش مدیریت کشاورزی در کشور داشته باشیم که تمام آن هایی که می خواهند در مراکز استان ها به عنوان مدیر فعالیت بکنند عملا تئوری های مدیریت را یاد بگیرند. تئوری های مدیریت تجربی نیست، بخشی از تئوری مدیریت اکتسابی است، این بخش را باید یاد گرفت. ما در بخش کشاورزی به سازه ها مثل آب و خاک و گل و گیاه و نظایر این ها خوب فکر کردیم، ولی در مورد آدم ها فکر نکردیم، در حالی که آدم ها باید سازه هایی را که نام بردم را مدیریت بکنند. به همین دلیل بنده آن موقع اعتقاد داشتم که باید یک مرکزی در کشور داشته باشیم که فوکال پوینت بحث های مدیریت کشاورزی و اقتصاد کشاورزی باشد و عملا هم گروه مدیریت با این نگاه آن جا شکل گرفت. در بخشی از قسمت ها موفق بودیم و در بخشی از قسمت ها هم موفق نبودیم.
بنده معتقد بودم مرکز آموزش باید آموزش های کلاس بالای وزارت خانه را هم به عنوان یک مرکز مادر مثل دانشگاه تربیت مدرس در مراکز آموزش استان های ما این نقش را ایفا کند برای تربیت نیروهایی که می خواهند بروند در این مراکز فعال بشوند، یا دوره های سطح بالایی را این جا در مرکز آموزش امام ببینند. در این مورد هم یک سری قدم هایی برداشتیم، ولی این که بگوییم همه کار تمام شد، نه. محدودیت ها و موانعی بود که عملا جای دوره های آموزش کارکنان ملی که برخی از وزارت خانه ها مثل صنعت نفت یا صنعت آب دارند در وزارت جهاد کشاورزی خالی است. به نظر من این ظرفیت در مرکز آموزش امام در کرج است که به عنوان هم یک مرکز آموزش ملی مدیریتی و هم به عنوان مرکز آموزش ملی فناوری و نوآوری در بخش کشاورزی فعالیت خودش را ادامه بدهد. ظرفیت ها الآن فراهم است و واقعا حیف است که از این ظرفیت ها استفاده نشود، چون امروز بخش کشاورزی خیلی شدید به این چیزها نیاز دارد. یعنی اگر ما می خواهیم که بخش کشاورزی مان توسعه پیدا کند، توسعه ما در فناوری و نوآوری است، چون آب و خاک همه جا است و این آدم های توسعه یافته هستند که می توانند با خودشان کاروان توسعه را در مزارع به پیش ببرند.
تجلیل از مزرعه و فضای ورزشی مرکز
قریشی ابهری: اخیرا یکی از دوستان که مسئولیت مزرعه آن جا را بر عهده گرفته است و من رفتم و دیدم واقعا کارهای خوبی آن جا انجام شده است. یعنی شرایط را باید طوری ایجاد کرد که هم دختر دانشجو و هم پسر دانشجو بیاید در یک فضای مناسب در مزرعه کارهای آموزشی را انجام بدهند. ما در برنامه کاری مان توسعه ظرفیت های تربیت بدنی را داشتیم. قبلا دانشجوهای ما برای درس تربیت بدنی به بیرون از مجموعه می رفتند، ما در خود مجموعه این ظرفیت را فراهم کردیم هم برای دختر خانم ها و هم برای آقا پسرها که در همان جا درس تربیت بدنی را بگذرانند.
بازپس گیری بخشی از اراضی مرکز از سپاه
قریشی ابهری: قدم های خوبی آن موقع برداشته شد. بخشی از مرکز را نیروهای سپاه گرفته بودند که من شروع کردم به رایزنی با این ها و توانستیم بخشی از مرکز را از این ها پس بگیریم و تبدیل کردیم به خوابگاه دانشجویی و شنیدم که اخیرا الحمدا... کل اراضی مرکز بازپس گرفته شده است.
نوروزی: گرفتن زمین از سپاه راحت انجام شد؟
قریشی ابهری: در مراحل اولیه ما دانشجو زیاد داشتیم، ولی خوابگاه نداشتیم. من تخلیه خوابگاه تهران را بهانه قرار دادم که این همه کیلومتر من باید این ها را ببرم و بیاورم از ترمینال تا مرکز. این باعث شد که یک بخشی را به ما دادند.
نوروزی: یعنی این طوری سپاه را قانع کردید که بخشی از اراضی را به مرکز بازپس بدهند.
قریشی ابهری: بله. فردی که آن جا مسئول بود یک زمانی در جهاد دانشگاهی شیراز بود و من هم آن جا بودم و با هم رفیق بودیم. آن فرد مسئول در سپاه، یک روزی در جهاد دانشگاهی فارس همکار هم بودیم. همان باعث شد که دیگر آشنا بشویم. همان موقع هم دوستان سپاه می گفتند که این بار اول است که ما می نشینیم یک جایی و امضاء می کنیم و یک چیزی را تحویل می دهیم. همیشه نشستیم و تحویل گرفتیم.
نوروزی: پس آن دوستی این جریان را تسهیل کرد.
قریشی ابهری: بله تسهیل کرد. البته آقای جابریان وقت گذاشت. چون من بخشی از بحث را کشاندم به سمت سازمان تات. بنابراین، آقای جابریان معاون آموزش سازمان درگیر شدند، خود من درگیر شدم. وقتی هم که تحویل گرفتیم، سریع بازسازی را انجام دادیم و عملا دانشجوهایی که رفت و آمد داشتند و نمی توانستیم آن ها را ببریم و بیاوریم، در کرج اسکان دادیم. واقعا هم سخت بود. دانشجویی که می خواست از ترمینال حرکت کند و خودش را به مرکز در کرج برساند ساعت ده می رسید. بعد ساعت چهار می خواست برگردد به تهران ساعت هشت شب می رسید. علاوه بر این، ماشین در راه مشکل پیدا می کرد، چون ماشین ها هم که ماشین های درست و حسابی نبود. ما بعد از یک ترم دیدیم که ادامه این رویه امکان پذیر نیست. این ها یک سری فاکتورهایی بود که الحمدالله درمجموعه فراهم شد. بعد هم اگر خدا بخواهد یک کاری بشود، می شود. بنده اعتقادم این است که اگر موفقیتی ما آن جا داشتیم، خواست خدا بوده است. اگر هم ضعفی داشتیم، خواست خدا بوده است.
برگزاری دوره های پودمانی در مقابل دانشگاه تهران
نوروزی: دوره های پودمانی مرکز امام در دوره جناب عالی در تهران بود؟
قریشی ابهری: دوره های پودمانی ما بخشی در تهران بود، بعد ما همه را منتقل کردیم به کرج.
نوروزی: در تهران دوره های پودمانی در کجا برگزار می شد؟
قریشی ابهری: همان ساختمانی که در آن مستقر بودیم، آن ساختمان را آقای فلاح اجاره کرد.
نوروزی: روبه روی دانشگاه تهران را می فرمائید؟
قریشی ابهری: روبه روی دانشگاه تهران. بعد با آقای فلاح توافق کردیم. پول خاصی هم ما به آقای فلاح ندادیم.
نوروزی: آقای فلاح مالک آن جا بود؟
قریشی ابهری: نه، آقای فلاح مستأجر آن جا بود. آن ساختمان استیجاری بود. بعد از ما آقای فلاح آمد آن جا را اجاره کرد و یک توافقی کرد با دانشگاه تهران و آن جا را کرد خوابگاه دانشجویی. ما هم یک تعداد از پودمان هایمان که امکان آمدن به کرج را نداشتند و به اسم تهران ما دانشجو گرفته بودیم با همکاری آقای فلاح در همان ساختمان برگزار کردیم. پولی هم به آقای فلاح ندادیم. من یادم است آن موقع ما منابعی را هم به آقای فلاح پرداخت نکردیم. پودمانی ها یک سال بود دیگر و بعد که جدید گرفتیم به جای مکان برگزاری تهران ما زدیم مکان برگزاری کرج و عملا نیروها را به کرج منتقل کردیم که حتی آن موقع ما دنبال اجاره فضاهای دیگر بودیم و اجاره ای که از ما می خواستند آن قدر زیاد بود که امکان تأمینش فراهم نبود برای ما.
ابلاغ مسئولیت مرکز توسط رئیس سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی
نوروزی: ابلاغ شما را آقای دکتر آهون منش دادند؟
قریشی ابهری: ابلاغ مسئولیت من بعد از آن انتخابات و رأی گیری که انجام شد، آمد پیش آقای دکتر آهون منش. ایشان هم یک بررسی انجام دادند و حکم را آقای دکتر آهون منش به من دادند و آن جا قید کردند با توجه به انتخابی که اعضاء هیأت علمی داشتند شما را منصوب می کنم. بعد که من معاون آموزش شدم، حکم بعدی را آقای خلقانی به من دادند. بله حکم مرکز را آقای دکتر آهون منش به من دادند نه مؤسسه علمی- کاربردی. یعنی عملا مرکز آموزش امام یک مرکز ملی و زیر نظر سازمان تات بود. منتهی ما دو مدیر بالادستی داشتیم. یک مدیر بالادستی مان مؤسسه علمی- کاربردی بود، یعنی آقای کریمی نژاد که دوره ها را به ما می دادند. یک مدیر بالادستی دیگر هم داشتیم، آقای دکتر آهون منش که ردیف بودجه ای ما و حقوق پرسنل ما و بحث های اداری- مالی ما با سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی هماهنگ می شد.
گرفتن سند برای مرکز
نوروزی: از کارهای دیگری که در دوران مسئولیت خودتان انجام دادید، مورد یا مواردی است که بخواهید بفرمائید.
قریشی ابهری: ما یک کارهای فوق العاده با اهمیتی داشتیم و آن موقع آقای دکتر یونسی انجام دادند. یکی از آن ها مستندسازی و یا گرفتن سند مالکیت برای مرکز آموزش کشاورزی امام کرج بود. آن موقع آن جا تقریبا سند نداشت، الآن سند داریم. سند منگوله دار داریم.
نوروزی: این اتفاق در دوره شما افتاد؟
تجهیز مزرعه مرکز به سیستم آبیاری تحت فشار
قریشی ابهری: بله در دوره ما با پیگیری های خوب آقای یونسی و آقای جلالی انجام شد. همین طور کل مزرعه مرکز را آن زمان آقای میرجلیلی زحمت کشید و سیستم آبیاری آن تبدیل شد به آبیاری تحت فشار. این کار ساده ای نبود. ما آمدیم آن جا می خواستیم یک مقداری از مزارع را بازسازی بکنیم، چند درخت را قطع کردیم. این قضیه چند تا درخت که قطع کرده بودند شده بود یک داستان، ولی هزاران درختی که کاشته شده بود، آن را ندیده بودند. شب نامه درست کرده بودند که قریشی منابع طبیعی را تخریب کرده، سوابق چندین ساله را از بین برده است. بعد از بازرسی آمدند و ما هم گفتیم بیایید ببینید. این کاری است که ما کردیم و این هم کاری است که الآن است. شما ببینید به جای یک درخت که برداشته شده ده تا درخت کاشته شده است. این درخت آفت زا و پوسیده بوده و امکان نگهداری آن نبود.
تاریخ و محل مصاحبه: 6 اسفند 1397- تهران- دفتر نظارت و ارزشیابی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
[1] سعید جلالی، رئیس فعلی حراست مرکز.


