پریسا بیگدلی
اطلاعات تماس
توضیحات
در ۱/۷/۱۳۷۴ فعالیت حرفهای من در بخش آموزش کارکنان آغاز شد. از همان ابتدا در کنار همکارانی کارآمد، توانمند و صاحبتجربه مشغول کار شدم؛ افرادی که امروز نهتنها همکار، بلکه از دوستان نزدیک و صمیمی زندگی من هستند. در طول این سالها روابطی مبتنی بر احترام، همکاری و اعتماد متقابل میان ما شکل گرفت که سرمایهای ارزشمند به شمار میآید.
تجربه همکاری با مدیرانی را داشتم که با حسن اعتماد و واگذاری مسئولیت، زمینه رشد فردی، تقویت خودباوری و توسعه توانمندیهایم را فراهم کردند. همین اعتماد، انگیزهای شد تا همواره در مسیر پیشرفت حرفهای گام بردارم و نقش مؤثرتری در مجموعه ایفا کنم.
اولین روز کاریام را با حسی آمیخته از هیجان و استرس مثبت به یاد میآورم. احساس میکردم در مسیری ناشناخته قدم گذاشتهام، اما همان روز تصمیم گرفتم بیشتر شنونده باشم، دقیقتر مشاهده کنم و با فرآیندهای کاری آشنا شوم تا بتوانم سریعتر خود را با محیط تطبیق دهم.
اگر امروز امکان بازگشت به گذشته را داشتم، با وجود تمام دستاوردها و رشد مهارتهای ارتباطی، احتمالاً مسیر شغلی منطبقتری با علایق و توانمندیهای درونیام انتخاب میکردم؛ هرچند این مسیر نیز برایم سرشار از تجربه و آموختههای ارزشمند بوده است.
فراز و نشیبهای شغلی
مهمترین دستاورد حرفهای من وفاداری به سیستم، تقویت روحیه کار تیمی، تمرکز بر یادگیری مستمر، تعهد و مسئولیتپذیری بوده است.
در مقطعی از خدمتم، عدم رعایت اصل شایستهسالاری و بیتوجهی به ظرفیتها و روحیات فردی، موجب کاهش انگیزه و اشتیاقم شد. این تجربه به من آموخت که در تعامل با همکاران و در واگذاری مسئولیتها، شناخت توانمندیها و ویژگیهای فردی افراد تا چه اندازه اهمیت دارد. از آن پس تلاش کردم در ارتباطات حرفهای، این اصل را مدنظر قرار دهم.
روحیه یادگیری، پیگیری مستمر و انعطافپذیری، مهمترین ویژگیهایی بودند که به تداوم مسیر کاری من کمک کردند.
کار برای من تنها انجام وظیفه اداری نبود؛ بلکه مدرسهای برای زندگی بود. آموختم که برای رسیدن به اهداف، باید با استمرار، تمرکز و صبوری حرکت کرد.
شاید کمتر پیش آمده باشد که با خود بگویم «این کار ارزشش را داشت»، اما امروز که به مجموع مسیر نگاه میکنم، میبینم هر تجربه- حتی دشوارترین آنها - در شکلگیری شخصیت حرفهای و انسانیام نقش داشته است.
بیش از هر چیز به ایجاد محیطی دوستانه، انتقال تجربهها و شکلگیری حس اعتماد میان همکاران افتخار میکنم.
اگر امکان اصلاح تصمیمی را داشتم، با نگاه امروز، قطعاً با جسارت بیشتر و تحلیل عمیقتر امور را مدیریت میکردم و در برخی مقاطع، قاطعانهتر از ظرفیتها و توانمندیها دفاع میکردم.
باور دارم «کار جوهر آدمی است» و انسان تا زمانی که توان و انگیزه دارد، میتواند پویا و فعال باشد. در این مرحله از زندگی، قصد دارم در مسیر علاقهمندیهایم حرکت کنم و تجربه سالها خدمت را در قالبی تازه به کار گیرم.
خاطرهای ماندگار
بخش زیادی از دوران خدمتم به برنامهریزی و برگزاری امتحانات دورههای مقطعدار اختصاص داشت؛ روزهایی پرمشغله و پرتنش. روزی پس از حضور در جلسهای رسمی که فضای آن برایم سنگین و ناخوشایند بود، با روحیهای خسته وارد ساختمان آموزش شدم. تعجب کردم که درِ اتاق بسته است؛ اتاقی که همیشه پررفتوآمد بود. وقتی در را باز کردم، با صحنهای روبهرو شدم که هرگز فراموش نمیکنم: کیکی با شمعهای روشن و جمعی از همکاران مهربان که برایم جشن کوچکی تدارک دیده بودند. آن لحظه، اشک شوق در چشمانم حلقه زد و فهمیدم بزرگترین دستاورد سالهای خدمت، همین روابط انسانی صادقانه و محبتهای بیدریغ است؛ سرمایهای که تا همیشه در قلبم باقی خواهد ماند.
