محمد قنبری

آخرین به‌روزرسانی

۳۱ خرداد ۱۴۰۵

محمد قنبری

اطلاعات تماس

توضیحات

در تاریخ ۱‏/۹‏/۱۳۶۰ از طریق فراخوان جهاد سازندگی در شهرستان خلخال (شهر گیوی/ کوثر) فعالیتم را آغاز کردم. پس از مصاحبه و پذیرش، با توزیع کوپن و انجام امور اجرایی کارم را شروع نمودم؛ خاطره‌ای که همچنان برایم شیرین و الهام‌بخش است. از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ مسئول راه‌سازی شهرستان کوثر بودم. در ۲۰ شهریور ۱۳۶۴ به تهران منتقل شدم. از آن زمان تا مهر ۱۴۰۴ در مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) مشغول خدمت بودم.

در طول این سال‌ها با مدیران متعددی همکاری داشتم؛ از جمله مهندس غیاثی، دکتر شهیدی، دکتر عبدالهی، دکتر اصغری، دکتر بصیری، دکتر نوتاش، دکتر یونسی، دکتر مخبر، دکتر میررحیمی و دکتر ربانی‌نسب. اکثر مدیران بر اساس توانمندی خود تلاش می‌کردند و زحماتشان قابل احترام است. با این حال، در مقطعی از مدیریت، آسیب‌هایی به ساختار مرکز و روحیه همکاران وارد شد که فشارهای روحی قابل توجهی به مجموعه ایجاد کرد.

 

آغاز راه و انتخاب مسیر

انتخاب مسیر شغلی، به باور من، بیش از هر چیز به اعتقاد، انگیزه و علاقه فرد بستگی دارد. در سال‌های ابتدایی انقلاب، ارزش و انگیزه خدمت برایم بسیار والا بود و بدون وقفه کار می‌کردم. معتقدم توانایی فرد در جایگاه شغلی اهمیت اساسی دارد؛ اما متأسفانه در بسیاری از ادارات، توزیع مسئولیت‌ها بر اساس نیاز سازمان صورت می‌گیرد، نه بر پایه توانمندی و علاقه کارکنان.

در طول ۴۷ سال فعالیت (۳۵ سال خدمت رسمی و ۱۲ سال پس از بازنشستگی)، همواره کوشیدم مسئولیتی را بپذیرم که با توانایی و علاقه‌ام همخوانی داشته باشد. هرگاه پستی خارج از تخصص و انگیزه‌ام به من پیشنهاد شد، در برابر آن ایستادگی کردم؛ زیرا باور دارم بدون مهارت و علاقه، کار به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. تجربه‌ای نیز داشتم که مسئولیتی بدون آمادگی و علاقه به من تحمیل شد؛ هرچند با تلاش فراوان امور را پیش بردم، اما آن تجربه برایم درسی ماندگار بود.

 

انسان، کار و اثرگذاری

ماهیت شغل من از ابتدا آموزشی بود. همین رویکرد آموزشی در زندگی شخصی و خانوادگی‌ام نیز اثرگذار شد؛ به‌گونه‌ای که فرزندانم نیز مسیر دانش و تحصیل را با موفقیت ادامه دادند. باور دارم اعتقادات درونی، علاقه به کار و حس مسئولیت‌پذیری مهم‌ترین عوامل تداوم و اثرگذاری در مسیر حرفه‌ای هستند؛ البته مشروط بر آنکه مدیران نیز به انگیزه و ایده‌های کارکنان بها دهند.

در سال ۱۳۹۹ که مجدداً به کار دعوت شدم، شرایط مدیریت به گونه‌ای بود که گاه با خود می‌گفتم ای کاش این بازگشت را تجربه نمی‌کردم. در پنج سال پایانی، فشارهای روحی موجب کاهش انگیزه شد؛ با این حال، همواره تلاش کردم کارهایم را بدون توقع، درگیری و با حداقل نقص انجام دهم.

بزرگ‌ترین افتخارم آن است که در هر مسئولیتی، با پیگیری، مشورت با پیشکسوتان و تلاش مستمر، کارها را به بهترین شکل ممکن انجام دهم. همواره کوشیدم صداقت، پاکدستی و فروتنی را سرلوحه عمل خود قرار دهم.

 

بازنشستگی؛ پایان یا آغاز؟

بازنشستگی را در صورت برخورداری از سلامت جسمی و روحی، آغاز مرحله‌ای تازه می‌دانم. فرد بازنشسته گنجینه‌ای از تجربه است که می‌تواند در قالب فعالیت‌های سبک‌تر و مشاوره‌ای مورد استفاده قرار دهد. البته با افزایش سن، توان جسمی کاهش می‌یابد و لازم است نوع فعالیت‌ها متناسب با شرایط فرد باشد.

 

خاطره ماندگار

در سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ مسئول برنامه‌ریزی دوره‌های پودمانی در ۳۵ تا ۳۷ رشته و در چهار ترم مختلف بودم. به دلیل مراجعات فراوان در ساعات اداری، ناچار بودم تا ساعت ۱۰ شب نیز در محل کار بمانم و برنامه‌ریزی کلاس‌ها را انجام دهم. شبی در تابستان، هنگام چیدن برنامه ترم مهرماه، چراغ و کولر اتاقم تا دیروقت روشن بود. نگهبانان موضوع را به رئیس گزارش داده بودند. ایشان شخصاً برای بررسی آمدند و از پشت شیشه مشاهده کردند که مشغول تنظیم برنامه گسترده‌ای هستم. برای آنکه تمرکزم به‌هم نخورد، بی‌صدا محل را ترک کردند. بعدها شنیدم در جلسات مختلف از تعهد و تلاش من تمجید کرد و گفتند این کارها بدون چشم‌داشت به اضافه‌کاری یا تقدیر انجام می‌شود. آن تقدیر معنوی، برای من بسیار ارزشمندتر از هر پاداش مادی بود.

در مجموع، مسیر خدمتم با فراز و نشیب‌های فراوان همراه بود؛ اما آنچه برایم باقی ماند، تجربه، صداقت در عمل و رضایت از انجام وظیفه‌ای است که با باور و علاقه آغاز کردم و با تلاش و استقامت ادامه دادم.

سمت‌ها

بخش‌ها سمت

بازنشستگان